تبليغاتX
< یاد داشت های من تا رسیدن به ......!
که می نویسم گویا دوباره آغاز می شوم و این تکرار تا آغازی دیگر رهایم نمی کند
 نظر شاعر لحظه های زخم و عشق وماندگاری کورش همه خانی
از هم اکنون کتاب درخشانی را در عرصه ی هنر به تمام عزیزان نوید می دهم.همین شعر درخشان گویای زخم هزاران ساله ای ست که به کرد رفته است و در غالب سمبولیک با آهو چشم چرانی می کند در دشت و صحرا و همه ی سران به او چشم غره می روند به خاطر زبان گوشت و پوست و استخوان اش!اما این فشنگ ها ی ستاره است که از قطره ها ی شبنم و نور می چکد تا باغستانی را نظاره کنیم که در تسلسل دست و یگانگی به جنگ با شکار چیان برخاسته است .آقای عبادی یک تنه در آن مرز عاشقان !پیش قراول نسلی ست که جوانه ها ی در فشان را در دامن خود می پرورد .و من فخر می ورزم که بوی استقامت همین دست ها ست که مرز ها را می درد و چاشنی مهربانی و عشق را به فراسوی نادیدنی ها می کشد. رستاخیز را در کنکاش دست ها یی ببینید که راز یلدا را به گیسوی مادران می کشد تا تبلور فرزانگان به صید هیچ دامی نرود .آه از این شهر خشگ سال حادثه...که یک روز با رعد و برقی آتش به حریم صاعقه خواهد زد .من مرده شما زنده.با تواضع
|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه سی ام دی 1387  |
  یاد دداشتی از شیلان میرزایی

یادم نمی آید با چه شروع کردم
یادم نمیآید برای چه آمدم
و یادم نمیآید برای چه مرا نامی نهادند
اما حال که آمدنی اجباری و نفسی اجباریست 

 چه اجبار دوست انگار که باید بر هر  داشتنی و نداشتنی فکر کنم  .
آری من زنم..
زنی  با اجبار اسلام
آری من زنم زنی با اجبار حجاب
آری من زنم زنی با محدودیت موسیقی با محدودیت کلام  
زنی با محدودیت زمان
 آیا او که میگوید ما آزادی
داده ایم پس کجاست این آزادی
  اجبارهای من نهان است که حتی شغل  فراتر از یک زن

برای یک زن نیست مگر نه اینکه ما آزادیم.
پس قاضی زن کجاست
خلبان زن کجاست
مکانیک زن کجاست
رئیس جمهور زن کجاست
 
در این خاک آزادیت حکم سکوت است و سکوت نان بچه ای

 بدهی و لباسی بشوری و مردی را از خود راضی کنی

 شاید بتوانی اجازه بگیری و ساعتها در پارک روبه روی

خانه ی تان رو به پنجره اتاق مردت بنشینی
تقدیم به زنان کردی که هنوز حقوق خود را در افکار شوهرانشان

پدرانشان و برادرنشان میبینند و حتی لحظه ای هم برای

خود تلاشی نکرده اند . امروز دیگر به زن خانه دار جوراب باف

و قالی باف و ... احتیاجی نداریم امروز زنانی میخواهیم

با فکر باز برای پرورش بچه های آینده ساز این آب و خاک.
 
 
 



|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه بیستم دی 1387  |
 تولد نور - بازهم از یاور خوب کیان
درود بر خنیاگر ترانه آزادی و راد مرد عرصه رهایی
یاور شب یلدای تو هم مبارک
بدان امیدم که از پس این دیرینه شب خورشید خرد ورزی , برادری , برابری , آزادی , رهایی و ..... هزار آرزوی بر دل خشکیده ام بر فراز وطن زخم خورده ام هبوط کند
یاورم در غربت ُتنها دلخوشی ام و تکیه گاهم این دستنوشته های توست همیشه پر فروغ باد روشنایی این آشیانه
تموم شد ترانه
چشات غرق خوابه
سوال من از تو هنوز بی جوابه
|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه سی ام آذر 1387  |
 درد دل های کیان عزیزم
درود بر ياور روز هاي سخت



اين ترانه که اکنون برايت مينوسم بسيار تلخ است

چه کنم سرزمينم بيشتر از اين به من ياد نداده است

مرثيه اي براي وطن

و......


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه بیست و دوم آذر 1387  |
 کیان عزیز هچنان صمیمی و خوب می نویسی
 

سلام سلامی که شرمساری مرا یدک میکشد
یاور چه میکنی با سرنوشت خوبی
سرت سبز و زبونت سرخه هنوز
با شب پرستان چه کردی هنوزم نبرد خدا قوت
فانوست که روشنه
ایشالا تا ابد روشن بمونه
این جماعت شب پرست بوی رخوت میدن چه میدونند خورشید چیه
اینا ماهو هم خسته کردن
دو خط موازی هیچ وقت به هم نمیرسن
پس نپرس تا کجا


دلتنگی من این بود تورا ندیده بودم
گلایه تو این بود مرا شنیده بود

یاور جان با یک بغل ترانه بسوی عاشقانه
دلت گرم

|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387  |
 از دکتر بیژن باران

 

        نظر شاعر گرانمایه بیژن باران

 

       http://bejanbaran.blogfa.com/

 در باره ی شعر نشکستن       

 

در این اشعار انسانی سترگ از اعماق خشگ فلات و جاری کوهستان پیام تاریخی 100 ساله ما را طنین می افکند. از لابلای سطور شعرش عشق مشعشع میشود. عاطفه پدرانه بر ساکنان فلات بیدریغ ارمغان می شود. زیبایی طبیعت را این شاعر وارسته با عشق انسان در شعرش همیشگی می کند. تمرکز او بر عشق و زیبایی حقیقت ماندنی این جهان خاکی است. جهانی که زیر سم قدرت- ثروت- منزلت قرار دارد ولی آنها را در چرخه ازلی خود بزیر خاک می برد. باز سحر با لبخند خورشید و بهار با چهچه قناری آغازی نوین را وعده می دهند. صدای فلات چندگانه است ولی پیام آن یگانه. شما در لحظه شعری حقیقتی ابدی را تصویر می کنید. لحظه را از عاطفه و صمیمت پر میکنید. از تجربه و مراقبه آنرا انباشته می کنید. لحظه را در آلیاژی از تحرک و حقیقت سخاوتمندانه ارایه می کنید

|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه هفدهم آبان 1387  |
 نظر دوست
 

تاملی بر نظر مرتضی

یک دوست و خواننده ی ناشناس اما هوشیارم

 

سلام آقای عبادی عزیز

 

دستتان درد نکند.  بازهم قطعه زیبایی نوشته اید. رندانه و استادانه خط فاصله ای بین هوس و سکس از یک سو و عشق و باورهای انسانی از سوی دیگر گذاشته اید. در این خراب آباد افول ارزش ها - این برش عبوری در فلسفه و نگرش ما در پدیده های هستی ست. اگر آنگونه که باور دارید و از نوشته هایتان پیداست! سکس هنر ی باشد تکمیل کننده ی عظمت عشق  و باور های انسانی ما برای تغییر خود و جهانمان، بی شکُ دست مریزادی دیگر در این نوشته ی نماد گونه ی شما متجلی ست. موفق با شید و عاشق!

 

 

|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387  |
 از یاد یاوری نا شناس

گلخونه 10= 5 +5




گل 22 : یاد 

چیدن......


 

او را که در کامپیوتر می چینم 

شطرنج را می بازم

می گویم : بازی اول؟

می گوید : پات

می گوید : حرکت؟  

می گویم : پات 

می گوید : کش ؟

می گویم : تو بردی! 

میگوید پس چهارشنبه؟

می گویم : نه ، من باختم !

می گوید : می دانم که تو همیشه می بری !

گفتم: ترا یا عشق را ..... ؟

گفت : نه ُ علاوه بر  ، راز آن را .....!

بی محابا ادامه داد : یعنی اسب ؟

گفتم : دست روی زخم دلم مگذار !

دیدم میان واژه های من .....

حرفم تمام نشد و گفت : رخ ! 

دستش را گرفتم و رفتیم تا میانه دریا 

نگاهش موج می زد!

گفتم: غوغای آیینه !

دیدم دارد دوباره مهر ه ها  را می چیند! .....

|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387  |
 از بفرین در بخش نظریات
جرتی عظیم باید
نه برای بریدن
نه برای دور شدن
نه برای گریختن
هجرتی برای بازگشتن
برای خویشتن را وانهادن
و دوباره به خویشتن رسیدن
و دوباره از خویش کندن
و به هر چه روشنی پیوستن
|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387  |
 از سهیلا در بخش نظریات
آواز عاشقانه ما در گلو شکست

دیگر دلم هوای پریدن نمی کند

تنها بهانه ما در گلو شکست

آن روز های خوب که دیدم خواب بود

تا آمدم با تو خداحافظی کنم

بغضم امان نداد و خدا در گلو شکست

|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387  |
 از دوست قدیمی یاور تازه


منتظر باش که یک فرش شوم


روز و شب اما به زیر پای تو

این من و این خستگی هایم ببین

هیچ کس در دل ندارد جای تو
|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه سی ام فروردین 1387  |
 از امید عزیزم


و اگر می مانی

هرگز نگو برای همیشه

چون اکنون

می خندم به خنده ات هنگام رفتن !!!


http://omid-ebadi.blogfa.com/
|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387  |
 گلخونه : 16
گلخونه : 16


گل 21
:

نظرات خواندنی خوانندگان گل

قفس داران سکوتم را شکستند
دل دائم صبورم را شکستند
به جرم پا به پائي عشق رفتن
پرو بال عبورم را شکستند
/مرا از خلوتم بيرون کشيدند
چه بي پروا حضورم را شکستند
تمنا در نگاهم موج مي زد
ولي رويای دورم را شکستند

|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387  |
  گلخونه15
گلخونه (15)

یاد داشت های خواندنی ار خوانندگان گل



گل 21 : ترقي

رسيده ايم به هم ، برخلاف هر من و تو
دو تا هميشه مسافر دو دربدر من و تو !

دو رود شط شده ی ما به برکه خواهد ريخت
اگر هميشه نباشيم در سفر من و تو !

ولی اگر به سفر خو کنيم خواهی ديد
خليج فارس تو و من شده ، خزر من و تو

به اعتبار دل و مُهر عشق «ما» شده ايم
بدون ثبت در اسناد معتبر من و تو !

اگر چه هر دو جگر گوشه پدر بوديم
شديم در بر هم خونِِ در جگر من و تو !

چقدر زخم زبان خورده و به مرهم هم
نمرده ايم از اين زخم کارگر من و تو !

به لطف شعر ، پر از قند پارسی شده ، من !
شکر هميشه تو و قند با شکر من و تو !

قسم به عشق که از هُرم مهرمان می سوخت
به آفتاب اگر می زديم سر من و تو

من و تو آب و هوائيم و آسمان شده است
من و تو در من و تو ، در من و تو در من و تو ! !
|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه دهم فروردین 1387  |
 گلخونه ( 14 )

 

گلخونه ( 14 )

 

یاد داشت های خواندنی از خوانندگان گل


 

گل 20 : یاد


 

عشق محصول حادثه ی تلاقی دو نگاه

واحساسی بی ریا درلحظه است و

 

 دوست داشتن ادامه ی آن حادثه ی شگرف.

آنکس که

به دنبال انتخاب عشق می گردد.،

 

عظمت عشق و پروازآبی دوست داشتن را

ازدست خواهد داد.




 

|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386  |
 روز جهانی زن 8 مارس

 روز جهانی زن 8 مارس

 

بر تمامی زنان عدالت خواه و آزاد ه ی کشورمان

 

بویژه زنان غیرتمند کرد پیروز باد !


 

روژی جیهانی ژن 8 مارس

 له هه موو ژنانی سه ر به رزی کوردستان پێرۆز بێ!



|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه هفدهم اسفند 1386  |
 کلخونه 12
گلخونه ۱۲

مطالب خواندنی از خوانندکان گل

گل۱۹: فراز

 

                           از بس ستاره کشتید روی زمان سیاه است 

                              هم این زمان ، هم آن زمان سیاه است

                             دست قلم شکستید، پای سخن ببستید

 

                           ای روشنی ستیزان افکارتان سیاه است

 

                            میخانه ها ببستید ، بتخانه ها گشودید 

 

                          با خون وضو نمودید، کردارتان سیاه است

 

                      از بس ستاره کشتید روی زمان سیاه است!

 

 

                                 

|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386  |
 گلخونه 11

گلخونه 11


یاد داشت های خواندنی از خوانندگان گل

گل18 : سمیرا

عشق گمشده خويش را يافتم... و آن دم

 بود كه باران عشق برايم معناي ديگري پيدا كرد .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه دوم اسفند 1386  |
 گلخونه 10
گلخونه 10

یاد داشت های خوانندگان گل

گل 17: نجوا



عشق من

ذره ای از سِر وجود
کایناتش به وجود
چه وجودی که، نبود
اگر هم بود
چه بود؟
تو نبودی؟
ز که بود؟
خاطره
اشک چو رود
ز که، پرسم؟
که، نبود
|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386  |
 گلخونه ( 9 )

 

گلخونه ( 9+1 )

 



و الانتین مبارک

 

یاداشت های خواندنی از خوانندگان گل

 

گل 17و 16 : یادگار و بهار

 

و : وفا دار ی و دوستی واقعی

الف : اگر بهترین هدیه را خواستی ، دلم مال تو.......

 

لا : لاله رویت همیشه همراهم

 

ن: نامت دیوانه ام می کند

 

ت: تو یگانه ترینی

 

ی: یادگار مان را هچو رازی از یاد مبر

 

ن: ندیدنت هرگز

 

م: مست نگاهی مهربان

 

ب: بهار گلی چون تو ندیده

 

الف : آمدن تو نوید وصل است

 

ر: راه من در چهار سمت جهان بسوی عشق تست

 

ک: کجا میروی که من نباشم

|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386  |
 گلخو نه
گلخونه
 ( 8)


یادداشت های خواندنی خوانندگان گل

نوشته گل 15 ( تارا )

... من نميدونم چرا اين جوري هستم وقتي به يه چيزي يا كسي گير مي دم
تا عصبي ش نكنم ( از دست خودم) ول كنش نيستم . راستش نمي دونم ظرفيت شما نسبت به من كي تموم مي شه اما ميخوام تا تموم نشده ازش استفاده كنم. راستش چرا از گريه من تعجب كردين؟ مگه شما نمي دونيد كه دخترا بيشتر از هر موجود ديگه اي روي كره خاكي گريه مي كنن؟ واسه هرچيزوهركس ... تا بچه هستيم واسه عروسكا ،بزرگتر كه مي شيم واسه ... و بزرگتر كه مي شيم غصه باباو مادرامون مارو از پا در ......  
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386  |
 "سر رسید هه تاو" منتشر شد

قابل توجه ادب دوستان زبان و ادب کردی

 

"سر رسید هه تاو" منتشر شد

 

با هدف آموزش زبان کردی ، برای اولین بار در کشور

 سر رسید هه تاو منتشر شد.

 سر رسید هه تاو شامل دو کتاب – اموزش زبان کردی

 به شیوه دو زبانه تالیف : منصور رحمانی فوق لیسانس

 زبان و ادبیات فارسی ست.

 و دیوان کامل مولوی کرد به همراه آن.

 قبلا نیز منصور رحمانی نویسنده و مدرس توانمند

 کلاس های آمورش زبان کردی

 کتاب ارزشمند آموزشی " یانه ی کردی " را

 به چاپ رسانیده بود

 دفتر بخش : سنندج – پاساژ هورام کتابسرای پردازش

 تلفن : 0871- 3246754

|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386  |
  فیلم " بادی خوش مرور "


عمرێکه له گوڵزاری ئه ده ب تۆحفه فرۆشم

 

زۆرم گوت و که س تێ نه گه یشت

ئێسته خه مووشم

 

 ( نالی )


 

 فیلم " بادی خوش مرور "

 در سنندج ساخته شد




 

 

  

" بادی خوش مرور " نوشته ی جمال احمدی آیین و عدنان برزنجی ، داستان و شرح حال زندگی یکی از بزرگترین شاعران کر د " نالی " ست که با کار گردانی امید راستبین مدتی پیش در سنندج و روستاهای آطراف این شهر کار ضبط آن به پایان رسید.این فیلم حدود 45 دقیقه می باشد که از دوران کودکی شاعر شروع می شود و تا هنگام غربت دراز مدت وی در اواخر عمر به نمایش در آمده است.

نقش اصلی فیلم را به جای نالی عدنان برزنجی نویسنده و محقق توانمندو با احساس کرد بر عهده دارد. بیشتر سکانسهای فیلم بحث غربت ابدی شاعر را پی می گیرد. آغاز فیلم نالی را در سن


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386  |
  گلخونه




   گلخونه

 

 (7)

 

  درد دل های خواندنی خوانندگان  گل


 

 

نوشته ی گل 14:  یادگار


 

خوب من نشد 20 آذر تولدت را تبریک بگویم.

هرچند تا 25 بهمن راهی طولانی  نیست

اما این گل هدیه ایست برای توو.......

 

 ا مروز  برای من مثل  والانتین است. ایکاش هر روز برای ما مردم ولانتین بود، تا دلهایمان را از صفا و راستی و مهر و محبت پر می کردیم، تا اهریمن بدی و بد خواهی را به گورستان می فرستادیم! سایت متر ، وب لاگم را می دیدم ، در یکی دو ماه گذشته بیش از 12000 نفر آمار باز کنندگان خوبم را نشان می داد. دوستانی آشنا یا نا آشنا از خانه ی دل من دیداری بی ریا و پر از مهر بانی و الفت داشتند. گاه در خانه بودم و گاه به میهمانی دل های دیگر عزیزانم رفته بودم. که گل های محبتشان را در باغچه ی دلم با پیام های مهر آمیز و شعر ی با جذبه ای وصف نا پذیر کاشته بودند. و گاهی هم باغچه ای از مهر و خاطره  را در کنار باغچه ی قلبم ساخته بودند و گاه رد پای از آنها سایت مترم بی نوشته و نظری بر جا!. با تنی چند از دو ستان صحبت می کردم.

 گفتم : دلم هوایتان می کند. دیدارمان بسیار کم و شگفت می نماید

گفتند: از مهمل بافی اطرافیان نگرانیم ! می گویند برای نمره و یا ......براستی ماهم دلمان برایتان تنگ می شود! صحبت از رابطه ی پنهانی و ارتباط های تنگ نظرانه می کنند! تا بیاییم بگوییم ! مهر پاک و بی آلایشی بین شاگرد و معلم یا استاد و دانشجوست ، بین هنر مند و هنر دوست ا ست ، بین دو یا چند هنر مند است ، بین تجلی همفکری و عاتفه ای سر شار ار پیوند های انسانی برای تجلی فرهنگ و ادب و هنر ملی ست، زمان می خواهد.  دیدم در قرن 21 ما به یک بستر سازی عظیم فرهنگی نیاز داریم. که زدودن توهمات  ممنوعیت دوستی و عشق های پاک انسانی را در پی داشته باشد.. یاد ولانتاین کشیش مبارز و ارزشمند اروپایی افتادم که در زیر یوغ استبداد امپراتور جنگ طلب و دیکتاتور ی بنام کالودیوس _ برای فرستادن مردان به جنگ ،  عشق و ازدواج را ممنوع اعلام کرد که ولانتاین کشیش در مقابل این فرمان ضد انسانی ایستاد و به عقد عاشقان و ازدواج آنها پنهانی ادامه داد. تا به تیغ استبداد و زندان امپراتور و دار و دسته ی ضد مردمیش گرفتار شد. زنان و مردان زیادی در زندان به دیدن او می رفتند و از نظریات او حمایت می کردند.  عوامل امپرا تور بی رحمانه  او را به اعدام محکم کردند و یادداشتی از او بجا ماند که در آخرین لحظات دختر خود را به عقد یک جوان عاشق زندانی در آورده بود. به یاد او روز 14 فوریه ی 249 بعد از میلاد را مردم بنام روز عاشقان یا ولانتین اعلام و هر سال ملیون ها نفر در سرا سر دنیا به عزیزان خود هد یه ای از عشق و دوستی می دهند. حق ندارم بگم ایکاش روزهای ما همیشه ولانتین باشه؟

منهم می خواستم به مبارکی این آرزو و یاد ولانتاین مبارز بزرگ با این کارت تبریک ,  و این یکدانه گل و یک جمله ی جادویی صاقانه ترین احساسات عاشقانه و دوستانه ی خود را به شما و آتکه شعر هایم را رتگ هستی می بخشد ، هدیه کنم تا پیوند مان مستحکم تر پا بر جا بماند. و همراه آن بار دیگر عشق ،راستی ، صداقت ، مهر ، مهربانی  و عدالت و آزادی را با یکدیگر تکرار کنیم ! 

  هر روز تان ولانتاین -  دوستتان دارم !"

 

 

 نوشته ی گل 15: بهار

 

ای صبورم ، مهربانم ، خوبم ، دلتنگت که میشم میرم سراغ دفتر یادهایت ، خاطراتت را

 مرور می کنم ، به سویت بال خیال می زنم ،، یادم نکنی ، به یادتت هستم ، می دانم غمت کم نیست، شادی و سبزیت افزون!

 

 

 


|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه سوم بهمن 1386  |
 روزنامه نگاران محترم در سرتاسر جهان

روزنامه نگاران محترم در سرتاسر جهان


 

ما تعدادی از روزنامه نگاران در حمایت از آزادی دوست


همکارمان در ایران، عدنان حسن پور


که در ایران به اعدام محکوم شده است؛


اقدام به تشکیل کمپینی کرده ایم


این کمپین از مقامات جمهوری اسلام


ی ایران درخواست می کند که حکم عدنان را لغو نماید.


همچنین فقط از


سوی روزنامه نگاران امضا می شود و در نهایت از


سوی همکارنمان


در ایران، به مقامات مسئول تقدیم می گردد.


آدرس وبلاگ کمپین:


www.freedomadnan.blogspot.com


لطفا این آدرس را به دوستان


همکاران روزنامه نگاران خود معرفی


کنید.


برای امضای بیانیه ی کمپین باید به آدرس الکترونیکی ما :


 freedomadnan@gmail.com



ایمیلی ارسال نماید و نام خود را ذکر کنید.


برای اطلاعات بیشتر با این شماره تماس بگیرید:


 

470069 763 0046


با سپاس


کمپین لغو حکم اعدام عدنان حسن پور

|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386  |
 گلخونه 6

 

گلخونه

  ( 6 )

 
گل 12 : یاد

 
صبورم ، مهربانم ! هر روزی که در احساس تو  طراوت بهاران را دارد، زیباست! تو در کجای شعر های من نشسته ای ؟ شاید در واژه واژه آن ها ! نمیدانم گاهی در خیابان  های"استانبول" ، مجسمه های آتاتورک را دید میزنی و گاه در "چندیگر" هندوستان بدنبال بودا می گردی. و .....



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه نوزدهم دی 1386  |
 گلخو نه

 

گلخونه

( 5 )



جایی برای درد دل خوانندگان عزیزم


گل 10 : یاد


 

یادگار همه ی روزهای هفته در تداوم قرون ثانیه ها،

احساس می کنم

تمام روزهای هفته با یاد تو زیباست .

روزی از پنجشنبه خوشم نمی

آمد ولی امروز شنبه و یکشنبه و دوشنبه و

پنجشنبه و جمعه مرا با

خود به سفر می برند. سفر عشق انتها ندارد.

روز و هفته و ماه و سال

نمی شناسد. خوبی گاهی از میان ویرانه های شهر

صدایت می زند ،

مانند گنجی که گاه در آنجا یافت می شود.

مانند حادثه ای که با یک

پیام کوتاه آغاز می شود و می شود

قصه ای تازه برای پیدا کردن هم

ابالی در پروازی شگرف. باز سکوت ، سخت است ، سخت.

باز تنهایی

و نوشتن شعر و باز تماشای حرکت آدم ها

در هر کوی و برزن. کوچک

ها بزرگ می شوند و بزرگ ها پیر می شوند.

جایی خراب می شود تا

جایی دیگر آبادان گردد . یکی ترا به خویش می خواند

و یکی ترا می

رنجاند.انگار تازه راه رفتن آموخته باشم.

پرواز را یافته ام. روزیکه به

قولی جد انسان ، آدم را از بهشت راندند

و اولین گناه شکل گرفت ،

کسی نمی دانست چه غمی گران

بر زمین خیال باف ها چیره خواهد

شد .تا بالی ! حالا سعی می کنم که

احساس دربدری های واقعی

خود و دیگران را بنویسم تا چیزی غیر از

" غربت و پوسیدگی " احاطه

مان کند. میدانی روز های هفته قرار دادین

اما یکشنبه چیز دیگریست.

میدانی چرا، تو در مقابل قرار داد های سنتی

و کاغذ پاره ها ایستادی

ودیوار را نخواستی و نشان دادی

که کاغذ هاو نوشته های عاقد ها نشان عشق نیست.

گفتی " دست من را بگیر ، می خواهمت "

واز آن روز تولد ما شکل گرفت!

و با ل ها ی بی تاب ما یکدیگر را یافتند.

بیا آن بالا ی آبی را نگاه کن

  تماشایی ست!

 

گل 11 : بهار

 

پروانه ی من در تاری افتاد ه ست ،

که عنکبودش سیر است. و نه می تواند

پرواز کند و نه بمیرد.

 

( دانته )

|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه هفدهم دی 1386  |
 گلخونه

 

 گلخونه (4)


 

 

جایی برای درد دل خوانندگان گل

گل هشتم : آرش


 

: عمو فیلترباف ** بله** فیلتر منو بافتي ؟ ** بله**مردمو دست انداختي ؟ ** بله** معرکه راه انداختي ؟ ** بله **چاخان به هم بافتي ؟ ** بله** انقلاب اومده ** چي چي اورده ؟ ترياک و حشيش ** با صداي چي ؟ مرگ بر آمريکا

گل نهم : کیوان

 

بگذار گریه کنم .................نه برای تو.................... برای عشقی که مرده است بگذار گریه کنم .................نه برای تو..................برای صداقت که کمرنگ شده است بگذار گریه کنم .................نه برای تو ...................برای غمها که یکنواخت شده است بگذار گریه کنم .................نه برای تو....................برای آرزوها که از بین رفته اند بگذار گریه کنم ................نه برای تو....................برای محبت ها که ساکت شده اند بگذار گریه کنم .................نه برای تو....................برای آدماا

 

 

|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه سیزدهم دی 1386  |
 گلخونه

یاور عزیز، یاوران خوب!

اکنون با گل های شیرین احساستان سری به گلخونه ی

پر مهر ما بزنید!

                    جایی برای درد دل حوانندگان گل

 

                     گلخونه

                      (1)


 

نوشته ی دوگل هم را..........!

 

کنار گلخونه ی پر احساس دلم تنها نشسته بودم،

که ناگهان دیدم گل سرخ بهاری تنهایی

وارد گلخونه ی دل و احساسم شد.

گلخونه ی پاییزیم ، بهار شد، بهاری سرشار از عطر

دوستی و مهر بانی .

گفتم : آسمان را نگاه کن !

دو چشم نازش را به دور دست ها دوخت

و بعد از مدتی گفت : آبیه !!

گفتم : دریا را نگاه کن !

وسعت آب را و موج ها را آرام نگاه کرد و گفت : آبیه !

گفتم : عشق چطور ؟ 

 بدون اینکه مکثی نماید گفت : آبیه آبیه !!

گلخونه ی احساسمان وسعتی باور نکردنی پیدا کرد ،

آخر دلهایمان یکی شده بود !

و......
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386  |
 از یاور مهربان سمیرا رضایی
جاده زندگي را آموختم
كه مي توان به رفتن ادامه داد حتي بعد از آنكه تصور ميكني ديگر نمي تواني.
كه گاهي حق داري عصباني باشي ، اما حق نداري ظالم باشي.
كه مدارك قاب شده نمي تواند از تو انساني شايسته بسازد.
كه بلوغ به تجربه هاي تو ودرس هايي كه از آن گرفتي مربوط است نه به سالهاي زندگي ات.
كه زندگي ميتواند در يك لحظه توسط مردمي كه تو حتي نمي شناسي تغيير كند .
كه به هدف نهايي ام اطمينان داشته باشم وقتي كه راه را به اشتباه ميروم.

|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه پنجم آذر 1386  |
  دوستان حسته نباشید

شب شعری چشمگیر

در سازمان مدیریت صنعتی سنندج

خبرنگار ما -سنندج

روز دوشنبه مورخ ۲۱/۸/۸۶ در ساعت ۶ بعد از ظهر انجمن  تازه تاسیس فرهنگی پژوهشی پاییزانه سازمان مدیریت صنعتی سنندج با همت هیات مدیره دلسوز و با احساسش ، اولین شب شعر خود را بر گزار کرد. صفا و بی آلایشی دوستان جوان و خوش ذوق آن انجمن ، در محیطی صمیمی و دوست داشتنی. یک بار دیگر نشان داد ، که جوانان زیبا می نویسند و نیاز به تشویق و حمابت دارند. زانیار لطفی مجری با احساس و توانای این انجمن بسیار خوب برنامه های این شب شعر را هدایت می کرد و شعر ها و نوشته های آریناُ محمودی- سارا رسول آبادی - سمیه عارفیان - سوما کارگر - محسن هاشمی نصب و زانیار لطفی زیبا می نمود.موسقی آرامی نوشته ها و آثار ارایه شده را سیروان گراوندی با گیتار و سه ر به رز عبدی با دیوان همراهی می کردند.

اعضا این انجمن نو پا آثار شنیدنی خود را به گوش استادان خود ، مسئولین سازمان و دوستان وعلاقمندان به فرهنگ و ادب رسانیدند. با آرزوی موفقیت روز افزون برای دوستان و دانشجویان جوان ، خوب و با احساس آن سازمان.

علیرغم سالن کوچک و ممانعت مسئولین سازمان از حضور شاعران و هنرمندان شهرمان و حتی استادان هنرمند آن موسسه ی آموزشی این شب شعر با گرمی تا ساعت ۸ شب ادامه یافت.

|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386  |
  از پیمان یاور دوست داشتنی
 

درود بر دوست و یاور تنهایی ها

 

خیلی ها بودند و هستند که ادعای دوستی و کمک به خلق و مردم دارند. اما آنان ناصادق ترین مردم روی کره ی خاکی هستند. من و تو در روزنامه ی کرفتو قربانی دست یک مشت انسان شدیم که فکر می کردند امر به شان مجتبه شده است. و می توانند برای برای جامعه کاری انجام بدهند. اما به مرور زمان برای من و تو و خیلی های دیگر مشخص شد که آنان فقط برای نام و نشان در روزنامه کار می کردند. یکی از آنان ازدواج را امر ی احمقانه می پنداشت در صورتی که خود با سنی در حدود 50 سال با یک دختر 17 ساله ازدواج کرده است. ازدواج امر ی مقدس است اما نه برای انسان نما های روانی . بعضی دیگر بودند که در روزنامه فله نویس بودند و با نوشتن ها یا احساسی و به غایت کهنه می خواستند احساسات مردم را جریحه دار کنند.

 من به تلاش و زحمت های تو ارزش بیش از حد قایل هستم.

|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه نوزدهم آبان 1386  |
 از شرمین یاور تازه
باز هم پاییز است
رنگ ها در راه اند
چشم هایت را بردار و بیاور
و کمی ذوق و بصیرت با خویش
پیش از آن لحظه که باز
شادی و شیطنت کودک باد
دستمالی بکند این همه نقاشی را

|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه پانزدهم آبان 1386  |
 نگاهی به فعالیت های فرهنگی وهتری موسسات و کانون ها

   

 

 

نگاهی به فعالیت های فرهنگی و هنری

 

موسسات ، کانون ها ، N.G. O  ها و

 

 احزاب قانونی در کردستان   

 

خبر نگار  و دوست  روز نامه ی  آیینه : رشید مرادی

 

 

کانون ها و موسسات  فعال در سطح استان کردستان بیشتر بصورت غیر دولتی و

 مردم نهاد می باشد و به عنوان تشکلهای مستقل در راستای فعالیت های خود بر طبق

اساسنامه و برنامه ی اعلام شده ی خاص خود در واقع تا کنون نیروی زیادمردمی را به خود فرا خوانده اند، که فعالیت هر کدام ار این موسسات با توجه به فعالیت هنری ، فرهنگی ، اجتماعی و  حقوق شهر وندی آنان سنجیده و  ارزشیابی می گردد. باشد که با معرفی چکیده ای از فعالیت های آنان آشنا شده و توجه  مردم را با نظر گاهای متفاوت به سوی جامعه ی بزرگ و توسعه یافته ی کشورمان در آینده سوق دهیم !

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه سیزدهم آبان 1386  |
 از سمیرا یاور با احساس
سمیرای عزیز

به ترتیب نوشته و شعر های شما درج خواهد شد !

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگي هاي عالم
شيشه قلبم آنقدر نازك شده كه با كو چكترين تلنگري ميشكند
دلم مي خواهد فر ياد بزنم ولي واژه اي نمي يابم كه عمق دردم را

در فرياد منعكس كند فريادي در اوج سكوت كه هميشه براي خودم سر داده ام
دلم به درد مي ايد وقتي سر نوشت را به نظاره مينشينم
كاش مي شد پرواز كنم
پروازي بي انتهاتا رسيدن به ابدييت...................
كاش مي شد
در ميان هجوم بي رحمانه درد خودم را پيدا كنم
نفرين به بودن وقتي با درد همراه است
بغض كهنه اي گلويم را ميفشارد
به گوشه اي پناه ميبرم
كاش اين بار هم كسي اشكهايم را نبيند

|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه دوازدهم آبان 1386  |
 بيانية جبهة متحد كرد
        بيانية جبهة متحد كرد

 

در محكوميت مصوبة پارلمان تركيه


 


تهديد نظامي تركيه براي تجاوز به

 

              خاك كردستان عراق


          " حزب اعتدال و توسعه " كه دولت و پارلمان تركيه را در دست دارد، بر خلاف انتظار ناظران منطقه و جهان، از جمله اتحادية اروپا، روسيه و ايالات متحدة امريكا، سر تسليم به منويات ژنرال هاي جنگ طلب آن كشور فرود آورد و اعلام نمود كه به خاك كردستان عراق يورش مي برد تا معارضين كرد را در آن سرزمين قتل عام كند و به هدف تاريخي و اصلي خود، يعني انهدام دستاوردهاي مردم رنجديده و ستم كشيده كرد، جامة عمل بپوشد.
         


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه یازدهم آبان 1386  |
  - بۆ جاری یه‌كه‌م فیستیڤاڵێكی كورته‌ فیلم له‌ رانیه‌ به‌رِێوه‌ده‌چێت

هونه‌ری - بۆ جاری یه‌كه‌م فیستیڤاڵێكی كورته‌ فیلم له‌ رانیه‌ به‌رِێوه‌ده‌چێت

 

Peyamner PNA- به‌ختیار مه‌لا ئه‌حمه‌د/ سلێمانی- وابرِیاره‌ له‌ 25ی ئه‌م مانگه‌دا بزاڤی رۆشنبیری سلێمانی به‌هاوكاری سه‌نته‌ری ئاسۆس له‌ رانیه‌ فیستیڤاڵێكی كورته‌ فلم له‌ژێر ناونیشانی "گوڵه‌مێخه‌ك" له‌و شارۆچكه‌یه‌دا سازبكات.
له‌وباره‌یه‌وه‌ هونه‌رمه‌ند عابد هه‌ورامی سه‌رپه‌رشتیاری فیستیڤاڵ بۆ كاری هونه‌ری به‌ په‌یامنێری راگه‌یاند:"ئه‌م فیستیڤاڵه‌ كارێكی هاوبه‌شی نێوان بزاڤی رۆشنبیری سلێمانی و سه‌نته‌ری ئاسۆسه‌ له‌ رانیه‌ و له‌ سه‌ر بودجه‌ی وه‌زاره‌تی رۆشنبیری حكومه‌تی كوردستان ئه‌نجامده‌درێت".
هونه‌رمه‌ند عابد هه‌ورامی ئه‌وه‌شی ئاشكرا كرد:"هه‌رچه‌نده‌ بودجه‌كه‌ زۆر كه‌م بوو كه‌بریتیه‌ له‌ 15000000 پازده‌ ملیۆن دینار به‌ڵام توانیومانه‌ له‌و ده‌قانه‌ی پێمان گه‌یشتووه‌ و له‌ هه‌ڵسه‌نگاندندا ده‌رچوون، هه‌شت كورته‌ فیلم ئاماده‌ بكه‌ین، چوار له‌ رانیه‌ و چوار له‌ سلێمانی و ئێستا له‌ قۆناغی كۆتاییدان".
سه‌رپه‌رشتیاری فیستیڤاڵ بۆ كاری هونه‌ری گووتیشی :"تا 15ی مانگیش ماوه‌ هه‌یه‌ بۆ ئه‌و هونه‌رمه‌ندانه‌ی كه‌ كورته‌ فلمیانیان بگه‌ینن كه‌ ده‌یانه‌وێت به‌شێوه‌ی خۆبه‌خش به‌شداری ڤیستیڤاڵی بكه‌ن و بیده‌ن به‌ لێژنه‌كه‌، به‌شداری پێكردنیشی چه‌ند مه‌رجێكی هه‌یه‌".
سه‌باره‌ت به‌مه‌رجه‌كانیش عابد هه‌ورامی گووتی:"ماوه‌ی كورته‌ فلمه‌كه‌ له‌ 25 خوله‌ك زیاتر نه‌بێت، له‌سه‌ر كاسێتی DVCAM  بێت، ناوه‌رۆكی كورته‌ فلمه‌كه‌ داستانی و درامی بێت نه‌ك دیكۆمێنتی، له‌ هیچ فیستیڤاڵێكی تردا به‌شداری پی نه‌كردبێت".
سه‌باره‌ت به‌شوین و كاتی ئه‌نجامدانی فیستیڤاڵه‌كه‌ هه‌ورامی گووتی :"وابریاره‌ 25 ئه‌م مانگه‌ له‌ شاری رانیه‌ ئه‌نجامبدرێت و گواستنه‌وه‌شی بۆ ئه‌و شاره‌ گه‌یاندنی په‌یام و جیهانی هونه‌ره‌ به‌و شوێنانه‌ی كه‌متر كاری هونه‌ری تیادا ئه‌نجامده‌درێت".
|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه یازدهم آبان 1386  |
  باز هم از یاور سمیرا رضایی
نارضايتي ها مانند برآمدگي هاي جاده هستند
كه آنها سرعت تو را كمي كم مي كنند اما تو بعد از آن ، از جاده نرم لذت مي بري ، روي برآمدگي ها زياد نمان ، حركت كن ! وقتي از اينكه آنچه را كه مي خواستي بدست نياورده اي افسرده اي فقط محكم بنشين و شاد باش .
چون خداوند در فكر دادن به چيز بهتري به تو مي باشد.
 
|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه دهم آبان 1386  |
 از سمیرا رضایی یاوری تازه
.
  
گفتند : ستاره را نمی‌توان چيد

و آنانکه باور کردند

برای چيدن ستاره

حتی

دستی دراز نکردند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه هشتم آبان 1386  |
 شیلان یاور خوب پیامی تازه دارد
سلاوً ئازیًزه که م

سلاو ًخو ًشه ویستی ژینم

 سلاوً  گولَی به هاری دوینیً

 سلاوً  هه ستی پاریز راوی ژین

 سلاوً گه وره ی چه رخی گردون

 
سلاوً   ًگه و ره م :


د وینیً  گوتم مه چوو   ساتیًک  بی منه وه  ، 

راو ه ستا تا ئیًمه ش به هه لًمه تی گه رم

و ئاگرینی تو له ناخی دله وه تیً پر بین .


رویًشتی و ... ئیسته دیًره زوًر دیًر .


د وینیً چاوم کرد له باخچه  ی خنجیلانه که ت ،

 ده زانی زوًر گولًی جوانی داوه ،

ده زانی بوً نیان روًژان  ریًک ده چیًته و ه و ئه لی تو له لایانی


هیًشتا ئه و توًزه ئاوه وا رژانوته نیًو دلً ، باخچه کانی ئه وین ئاو ئه دا .


هه موو هه ین . مه ترسه . به لاًم جار جاریًک ناپیاویًک دیًتوو

 گولًی له  گوله کان ئه نیًته ژیًر پیً .


ئه مرو هه مو و هه ین و بو ًنی تو بلاًو ده کیًنه وه

گولًی میًژوی ژینی ئیًمه!

|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه سی و یکم شهریور 1386  |
 بیانیه ی جهانی حقوق بشر

مقدمه :

این اعلامیه به تائید تمامی اندیشمندان جهانی نشانگر اصول انسانیت و آدمیت و تفاوت بین موجودات دیگر و انسان را نمایانگر می سازد.

 

حال خود بیاندیشید در مملکتی که در آن زندگی می کنید تا چه حد به قوانین بشری پایبندید!!!

ماده ۱

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.

ماده ۲

هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.

ماده ۳


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه هفتم شهریور 1386  |
 تسلیت به کردها
غروب آبیدر(به مناسبت درگذشت بهاالدین ادب
2007 08 16 - 13:29

    
عرفان قانعی فرد
الان در کنار رود ی نشسته ام که غم انگیز خبری را به من دادند و مرا به فکر کردن در دریافت راز معنی زیستن واداشت . و آن هم این بود که بهاالدین ادب هم رفت . و چه غم انگیز بود خبر!.... مردی که از او هزار خاطره دارم... و همین چند روز پیش بود که دکتر احمد صارمی تاریخ نویس برجسته همشهری ام را از دست دادم که چه ماتم گرفتن و رثا نوشتن سخت است!

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه چهارم شهریور 1386  |
  باز هم از کیان یاورخوبم
 

فداي اشكاي خيسي كه هر شب برامون ريخت كه ما تشنش نباشيم


ولي افسوس بر ما كه هنوزم كه هنوزه در به در تشنه به دنبال سرابيم



سلام بر خنيا گر اين ترانه ياور عزيزم آقاي عبادي و بر غريبه اي آشنا به نام ژوانا


ژواناي عزيز غريبه ام با دستوشته ات و لي اجينم با تك تك كلماتت

 
شاخه گلپوش مريم به باد اعتماد نكن باد هوس باز ترين مسافر خلقت است

 دوستي گون و نسيم مال كتاباست


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386  |
  ژوانا یاور قدیمی حرف میزند

باد

 

با مادرم در باد نشسته بودیم

 

هوای تورا باد برایم آورد

 

یک نفس با تو بودم

 

بی نفس در سینه احساس نفس کردم

 

با نوازش باد بر نتم وجودم سیراب شد

 

روزها بود که در یادم برواز نمی کردی

 

می دانم که باد ومادرم

 

بوی تورا از دره ای که از گلهای رنگا رنگ وزیبا

 

پر است برایم به ارمغان میاورد

 

کاش بود کاش میدید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه نوزدهم مرداد 1386  |
 یاد داشتی از کیان عزیز یاور قدیمی
مغني ملولم دوتائي بزن


به يكتائي او گه تائي بزن

 
سلام ياور


اميدوارم مثل هميشه استوار و سر فراز باشي


حق داري ازم دلگير باشي بهت حق ميدم به نوشته ام اعتنا نكني

 ولي به غبار كهنه اي كه روي خاطراتي كه

از من داشتي نشسته قسم ،

واسه خودمم غريبه شدم چه برسه به تو


وقتي با كنايه ازم ميپرسن تو كي هستي


فقط ميتونم بگم ....


من آن خزان زده برگم كه باغبان طبيعت


برون فكنده ز گلشن به جرم چهره زردم


زمستان سختي رو پشت سر گذاشتم خيلي سرد بود

 هنوز اثر سنگيني قدمهاش رو بدنم مونده ................ بگذريم

 
خيلي خوشحال شدم وقتي كه اين خبرو خوندم


ميدونم اولين نفر نيستم كه بهت تبريك ميگم

اما دوست ندارم آخرين نفر باشم


ببخشيد اگر بلد نيستم خوب بنويسم


قلم خشكيده در دستم به خود كرده گرفتارم

ياور مهربان

 
بنويس باز بنويس


دوست دارم در كوچه باغ آزادي پايكوبي قلمت را ببينم

 و آواي كلماتت را بشنوم

دوباره از ته دل بهت تبريك ميگم


به اميد آزادي

ياور از ره رسيده با من از ايران بگو


از فلات غوطه ور در خون بسياران بگو

|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه پنجم مرداد 1386  |
 تبریک
جناب عبادی عزیز

سلام

به دنبال عضویت شما در کانون روزنامه نگاران ایران

سندیکای روزنامه نگاران کردستان عراق

کانون نویسندگان کردستان ایران

اکنون عضویت شما را درکانون جهانی نویسندگان پن کرد

 تبریک می گوییم !

               جمعی از دوستان، نویسندگان و شاعران سنندجی

|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه چهارم مرداد 1386  |
 به کمک مردم سیل زده ی بلوچستان بشتابیم

دوستان سروران عزیزان و مردم بلوچ در تمامی گیتی

 

امروز از هر روزی بیشتر و بهتر دست همیاری و اتحاد شما را میطلبد، اخبار دشتیاری را همگان میبینید میخوانید و میشنوید، حقیقتی که اینجا وجود دارد دردناکتر و شدیدتر از آن چیزی است که به تصویر ، نوشته و سخن کشیده و درج میشود.

دوستانم ما برای دشتیاری آب ، غذا ، دارو به صورت ضروری و الزامی لازم داریم و برای تحویل گرفتن این کمکها و تقدیم نمودن این کمکها به مردم شریف و رنج دیده دشتیاری پیش قدم میشویم.ما بیصبرانه در انتظار یاری سبز شما هستیم.

تا اگر کودکی در دشتیاری از ما سوال کرد : چه کسانی به فکر ما بوده اند : با سربلندی و لبخند بگوییم پدران، مادران ، خواهران ، برادرانی که شما را بی حد و اندازه دوست دارند و برای شادی شما این هدایا را ارسال نموده اند.

 

قابل توجه دوستان داخل و خارج از کشور:

 

با ارسال ایمیل ما را اطلاع دهید تا هدایای ارزنده تان را برای مردم دشتیاری تحویل گرفته و به مردم دشتیاری تقدیم نماییم.

Ngaran.ngo@gmail.com

|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه بیست و نهم تیر 1386  |
 از آرش یاور خوب
 

 نمي‌نويسم، چون مي‌دانم هيچ گاه نوشته‌هايم را نمي‌خواني، حرف نمي‌زنم، چون مي‌دانم هيچ گاه حرف‌هايم را نمي‌فهمي، نگاهت نمي‌كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمي‌بيني، صدايت نمي‌زنم، زيرا اشك‌هاي من براي تو بي‌فايده است، فقط مي‌خندم، چون تو در هر صورت مي‌گويي من ديوانه‌ام. آرزويم اين است: نرود اشك در چشم تو هرگز، مگر از شوق زياد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشي، عاشق آن كه تو را مي‌خواهد،

 

|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386  |
 گلبهار یاور خوب دیگرم حرف می زند
 

شکوه نکن


درونت را با همه آشفتگی و دل زخمه هایت جستجو کن


شاید


او را در شیرینی اولین عشق


یا


در تلخی آخرین عشق


یافتی
...

|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386  |
 موفقیت یک ورزشکار خوب سنندجی
 

 آقای ژیان رنجبر دوست قهرمانم

موفقیت شما را در کسب مقام اول جودی استان کردستان به شما، خانواده گرامی و تمامی مردم ورزش دوست استان کردستان تبریک می گویم. بدان امید که شاهد کسب مقام های رده های بالای فهرمانی جودو ی شما در سطح کشور باشیم !پیروز باشید !

 

                                                     ایرج عبادی

|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386  |
  کامل سخنرانی " لیلا زانا " در پارلمان اروپا
 
 کامل سخنرانی " لیلا زانا " در پارلمان اروپا 
 
روی نخستین خطابم ، به‌ " خودم " است :
 من خود را مادری شرافتمند و با کرامت می دانم که‌ در افکار عمومی و سرزمینم باقی می مانم .
خطاب دوم من به‌ " ترکیه‌ " است .
لازم است که‌ دولت ترکیه‌ به‌ وجود مسأله‌ ی کرد اقرار و در پی راه حل دمکراتیک ‌آن باشد . در جهان هر موجودی نامی مختص به‌ خود دارد ، تنها کرد است كه نامی ندارد . ما باید برای این مسأله نامی برگزینیم . کردها می‌خواهند در داخل مرزهای ترکیه مشکل خود را حل نمایند . کردها از موسسان اصلی جمهوری ترکیه هستند . به قوانین دولت احترام می گذارند . در حالی که دولت این را نمی فهمد و در مقابل ، بر انکار کردها اصرار می ورزد ....

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386  |
 های له به یاندا

 

 

هاي لة بة يان دا

 

شيعر : ماموستا پیرة ميرد

 

 

 ( هونة ري راستقينة ي جة ناس )

 

 

هاي لة بى يان دا  - هاي لة بة يان دا

 

هاي ئة و بة يانة ي ديم لة بة يان دا

 

خاليَك لة مابة ين جوتة ي بة ياندا

 

ئة ستيرة ي بة يان لة تؤي بة يان دا

 

دوو مار بة ئة لقة دةوري بة ياندا

 

تا ريي  نة بيَ دز لة  به ر بة ياندا

 

كي تواني ئة مة  شة رح و بة يان دا

 

رةشة ئيَوارة لة دةم بة ياندا

 

ماريَ لاي بة يان بَوية نيهاندا

 

هة ر كة س دةس بة ريَ ماريَ ليَ هاندا

 

ئة مة وي لة خوا مة رگم نيشاندا

 

سة ر لة بة ياندا دةم لة بة ياندا

 

 

|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386  |
 یار دبستانی

 

 یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سرما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما


یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما


|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه ششم خرداد 1386  |
 یاداشتهای از یاور خوب شقایق

... سلام خدا جونم !
با اسم تو با یاد تو و هوای تو میخوام بنویسم همه ی مهربونیتو! بخشندگیتو! دوستت دارم ! آخه من مثل تو کجا پیدا کنم که به یادش همه چیزو شروع کنم؟ هان؟ مثل تو که با مهربونی منو ببخشه! بزرگ منی! عزیز منی! روح و روانم تویی! دروغ که نمیگم! آخه تو همه چیز منی هست و نیست من! چه عزیزی تو ! تو جون منی! هر چی من بیخیالی طی می کنم با بدجنسی بدی میکنم پررو میشم تو با سرانگشتای مهربونت نوازشم می کنی! حالا این منم و این تو! بین من و تو کیه ؟ که من ترو صدا کنم و اون بگه: بله ! هر کی هست بیاد با تو دوئل کنه! میدونی که آخرش چی می شه! این یکیو منم میدونم! دیدم دیگه مگه ندیدم ؟ ... آخرش باز می مونیم من و تو! تو و من ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه دوم خرداد 1386  |
  ممانعت از برگزاری کامل مراسم دومین سالگرد تأسیس اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد
 ممانعت از برگزاری کامل مراسم دومین سالگرد تأسیس اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد
ممانعت از برگزاری کامل مراسم دومین سالگرد تأسیس اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد

 موکریان نیوز :

روز گذشته 28 اردیبهشت ماه سال جاری ، درحالیکه مراسم دومین سالگرد تأسیس اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد در هتل شادی سنندج اجرا می شد ، با ممانعت و دخالت برخی نهادهای دولتی ، مجوز بخش دوم این مراسم که قرار بود بعدازظهر همان روز برگزار شود ، لغو گردید .
گفتنی است تعدادی از فعالان جنبش دانشجویی از دانشگاه های مختلف کشور در این مراسم حضور داشتند .

|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386  |
 سخنرانی تاریخی و مهم مسعود بارزانی در پارلمان اروپا

 

 

 

 

بارزانی له پارله‌مانی ئه‌ورووپا سه‌باره‌ت به که‌رکووک، کوردستان و ئاسایشی عێراق، په‌یامی گرینگ و هه‌ستیاری دا

مانشێت نیوز، تایبه‌ت:

ئه‌مڕۆ سه‌رۆکی هه‌رێمی کوردستان "مه‌سعوود بارزانی" که به بانگهێشتی پارله‌مانی ئه‌ورووپا، له بروکسه‌له‌، درێژه‌ی به دیداره‌کانی دا و سه‌ر له ئێواره‌ش ئاخافتنێکی پێشکه‌ش به ئه‌ندامانی کۆمیسیۆنی کاروباری ده‌ره‌وه‌ی پارله‌مانی ئه‌ورووپا دا و جوابی پرسیاره‌کانی پارله‌مانتارانی سه‌باره‌ت به ڕێفراندۆمی که‌رکووک، تیرۆریسم و هه‌رێمی کوردستان، یاسایی نه‌وت و هتد، دایه‌وه.

سه‌ره‌تا مه‌سعوود بارزانی له لێدوانێک دا، کورته باسێکی له سه‌ر ئه‌زموونی دێمۆکراتیکی کوردستان پاش ئازادبوونی عێراق دا و کێشه‌ی ئاسایشی عێراق و له هه‌مان کات دا، ئاسایشی سه‌قامگیری هه‌رێمی کوردستانی هێنایه‌ به‌رباس و پاشان گوێبیسی پرسیاری پارله‌مانتارانی ئه‌ندامی کۆمیسیۆنی کاروباری ده‌ره‌وه‌ی پارله‌مانی ئه‌ورووپا بوو.

زیاتر له 10 پارله‌مانتاری کۆمیسیۆنی ده‌ره‌وه‌ی پارله‌مانی ئه‌ورووپا که له ناویان دا، "جه‌م ئۆزده‌میر"ی به ڕه‌چه‌ڵک تورک و "یۆست لاگێندایک"، سه‌رۆکی کۆمیسیۆنی پێوه‌ندیه‌کانی تورکیا و یه‌کێتی ئه‌ورووپاشی تێدابوو. چه‌ندین پرسیاریان ئاراسته‌ی مه‌سعوود بارزانی کرد که به گشتی ناوه‌ڕۆکی پرسیاره‌کان ئه‌مانه بوون:

  • ڕێفراندۆمی که‌رکووک و ئه‌گه‌ری سازبوونی کێشه‌ و شه‌ری تایفی له‌م شاره
  • مافی تورکمان و هۆی ناڕه‌زایه‌تی ئه‌مان له‌ به‌رانبه‌ر ماده‌ی 140 و ڕێفراندۆمی که‌رکووک
  • ئه‌گه‌ر سه‌ربه‌خۆبوونی یان نه‌بوونی کوردستان و داهاتووی یه‌پارچه‌یی عێراق
  • کێشه‌ی تیرۆر و چۆنیه‌تی چاره‌سه‌ری له عێراق
  • یاسایی نه‌وت و پێداویستیه‌کانی کوردستان و چۆنیه‌تی هاوکاری ئه‌ورووپا
  • کێشه‌ی پ.ک.ک و هه‌ڕه‌سه‌کانی کوردستان و تورکیا و چۆنیه‌تی پێوه‌ندی دوو لایه‌ن

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386
 هه وال له سه ر نوسه رانی کورد

عه‌لی ئه‌شرف ده‌رویشیان له‌ نه‌خۆشخانه‌یه‌

image
 خۆرهه‌ڵات نیوز: به‌ پێی هه‌واڵێک که‌ دوێنێ (4/5/2007) بڵاو بۆته‌وه‌، نورسه‌رو چیرۆکنووسی کورد "عه‌لی ئه‌شره‌ف ده‌رویشیان" به‌ هۆی "جه‌ڵته‌ی مێشک" که‌وتۆته‌ نه‌خۆشخانه‌. ناوبراو که‌ به‌رپرسی کانوونی نووسه‌رانی ئێرانه‌، هه‌نووکه‌ له‌ نه‌خۆشخانه‌ی "ئێران مێهر"ی تاران دایه‌. ده‌رویشیان خه‌ڵکی شاری کرماشانه‌ له‌ خۆرهه‌ڵاتی کوردستان و هه‌نووکه‌ له‌ تاران داده‌نیشێت. 
|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386  |
 فراخوان کانون نویسندگان کردستان ایران
                 

       کانون نویسندگان کردستان ایران

ارتمامی قلم بدستان و اندیشمندان کردستان خواسته است

 چناچه تا کنون فرم عضویت کانون نویسندگان کردستان ایران

  (pen)را امضا نکرده اند.

با این ای - میل تماس بگیرند

 تا ترتیب ثبت نام و عضویت آنها اعلام گردد.

بی شک قدرت قلم ما در پیوند گسترده ی تمامی ما

با یکدیگراست.

                    

                     bahar_sersebz@yahoo.com

|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386  |
 انتخاب لباس حق مسلم من است.!
 

هیچ کس نمی تواند این حق را از من بگیرد

و وادارم کند که بزور به میل او لباس بپوشم.

این نقض آشکار حقوق بشر است.

 طبق اولین بند های معاهده و بیانیه ی

جهانی  حقوق بشرکه کشور ما از امضا کنندگان

 اولیه ی آن است. هر انسانی آزاد است .

 دین- زبان- محل زندگی -

نحوه لباس پوشیدن- آداب و رسوم

 و باور های انسانی خود را داشته باشد.

|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386  |
 روز 12 اردیبهشت
                                                           

                            لغو قوانین تبعیض آمیز 

           تصویب لایحه ی هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان دولت

                        - توجه به امکانات آموزشی

                    برای پیشرفت تحصیلی آینده سازان

                   کشورمان  و آزادی معلمان باز داشتی

                  تجمع مسالمت جویانه ی معلمان سراسر کشور

                      در مقابل سازمانهای آموزش و پرورش 

                      در روز چهار شنبه  ۱۲ اردیبهشت ماه

                                      ساعت ۹ صبح

                           نقل از  سایت صدای معلم

|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386  |
 
 
بالا
<