تبليغاتX
< یاد داشت های من تا رسیدن به ......!
که می نویسم گویا دوباره آغاز می شوم و این تکرار تا آغازی دیگر رهایم نمی کند
 نقدی بر اشعار ایرج عبادی

نقدی بر اشعار ایرج عبادی

در کتاب تا عبور از خط آبی و آتش

پرستو ارسطو

1-
چاپ کتاب استاد و دوست فرهیخته ام جناب ایرج عبادی را به ایشان ، شاعران وشعردوستان شادباش میگویم اگر لطف تقدیرم نبود شاید با اشعار عبادی نازنین و شاعرانگی هایش آشنا نمیشدم.
ایرج عبادی از چهره های معتبر شعر معاصر است خبر ندارم که چند شعر در طی زندگی فرهنگی/ ادبی پر بار خود نوشته است ومهم هم نیست چون تعدادو کثرت شعری او نمیتواند علت محبوبیت و اشتهار او باشد کیفیت و زیبایی زبان اوست که بر همه چیز می چربد.
درسروده های او به رمانتیسمی برمیخوریم که چون حریری نازک ونا مریی به دور واژه ها و جمله ها می پیچد بی آنکه خواننده این هاله ی لطیف پرنیانی را لمس کند این ویژگی در اغلب اشعار او برای خواننده حس لذت بخشی تدارک می بیند .
فضای زیبایی از عشق به انسان و طبیعت عشقی متعادل و عاری از عاطفه ای پوپولیستی و افراطی همان رمانتیکی که توصیف آن رفت.

کنار باغ بودی باغ گل داد

دوچشم ناز تو بر نرگس افتاد

گلی چیدم که بوی ناز می داد

دلم یاد نگاههای تو افتاد


زبان شعر او آنقدر معتدل نرم است که حتا وقتی روح شاعرانه اش بر آشفته است و بندهایی تند ورادیکال(از دیدگاه معنایی ومفهومی) میسراید باز آرامشی شگرف در شعر موج میزند.

2-
باران و باز باران و

ب

ا

ر

ا

ن

گلوله ُ

با پرواز تو در زیر چتری

که با من

انتطار می کشد

می خواهی بپری ، هر جا که دوست داری

منتظرم

این آغوش و آن فریاد و

همه ی لحظه های مقاومت عشق

یعنی بال زدن ها را نمی شود

دستبند زد و به پشت میله ها انداخت!

گفتم : اکنون بالی در بازو و

تو در ستایش پله کانی که تا بالاها میبرتت

همراه صدا می شود

افتادن صخره های شب و شب پرست و

شبنامه

در رودخانه می گردد.

باتوم در پوتین خیابان کم آورده است!

او زیبایی شناس است در تصاویرشعر اش زندگی به رنگ رنگین کمان جاری و زبانش ساده وصمیمی است.
البته گویا فراموشم شده که در محضر ادیب منتقد جناب دکتر بیژن باران با این قلم پردازی زیره به کرمان آورده ام . با پوزش از ایشان باید اذعان داشت که با ابزار دانش وهنر تفسير , تحليل و تاًويل گره های ناگشودنی متون ادبي,و شعر را با هر نوع يچيدگی به شیوایی منحصر بخود ایشان بازگشایی میکند ولذت درک مفاهیم را برای مخاطب امکان پذیر می سازد.
جناب باران شم ظریفی در شناخت حقيقت هنری اثار ادبی داردو ارزش هاي نهفته را عیان میسازد .تفکیک ارزشمندی وضد ارزشها تخصص ایشان است.
ببخشید که دور برداشته ام باز یادم رفت که کجاهستم!

بادرود واحترام به شاعر زیبایی ها و ناقد زیبایی شناس.
.

 

|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه پنجم آبان 1388  |
 نقدی بر کتاب تا عبور از خط آبی و آتش
 نقد تا عبور از خط آبی و آتش

 

  نوشته : دکتر بیژن باران

http://bejanbaran.blogfa.com/

سه کتاب

این ماه از 3 شاعر خوب 3 کتاب شعر از 3 شهر عزیز عز وصول ارزانی بخشیدند:

1-    ایرج عبادی، تا عبور از خط آبی و آتش، سنندج

2-    ناهید سرشکی، شطرنجهای بی پرنده، کرج

3-    کامبیز منوچهریان، مختصات خاص، همدان

بقول دکتر کریمی حکاک، استاد ادبیات فارسی دانشگاه مریلند، شاعران کتاب دار امروز فارسی تا 12 هزارند؛ بنا بر تخمین بنده از روی بلاگها و پایگاههای ادبی شاعران فارسی زبان امروز تا 70 هزارند. در دهه 40 شاعران ایران چند 100 تا بیشتر نبودند. این تزاید کهکشانی در تعداد شاعران فارسی زبان شعر را به فردیت نزدیک کرده است. مانا آقایی در کتاب اخیر خود در باره شاعران زن ایرانی بیش از 800 نفر را شماره کرده است. لذا چالش نقد شعر فارسی معاصر بخوبی دیده می شود. ایا میتوان اثار 12تا 70 هزار شاعر فارسی گو را طبقه بندی کرد؛ سبکهای آنها را تشخیص داد؛ ابداعات آنها را رده بندی کرد؛ رابطه آنها را با فرهنگ محیط شان تبیین کرد؛ ویژگیهای فردی آنها را دریافت؛ مناسبات ادبی آنها را باهم، با گذشته، با اقوام/ زبانهای دیگر فلات، با مشاهیر ادبی غرب/ شرق ارزیابی کرد؛ تاثیر آنها را بر ادبیات آتی پیش بینی کرد؛ سهم آنها را در ادبیات جهانی تخمین زد؟ 

شعر عینیت فکر فرد در فرهنگ محیط اوست. دنیای مجازی امروزین وسعت ادبی هر کشوری را از مرزهایش به بیرون امتداد می دهد. از این رو کجا بودن مطرح نیست بلکه چه گفتن مورد غور است. این 3 شاعر نمونه استعداد، خلاقیت، پویش، مدرنیته، نوآوری اند. دید مثبت آنها به زندگی و فردا، آنها را در حیطه شعر تعهد ورای خویش قرار داده. شعری که در ابعاد تاریخ در برگیرنده زرتشت، ویرژیل، ناصرخسرو، حافظ، یزدی، نیما در بعد جغرافیا با لورکا، نرودا، برشت، ریتسوس، حکمت، محمود، سلطانپور، شاملو، فروغ مزین شده. شاعر بجز گفتن شعر، مطالعه شاعران دیگر، بررسی مقولات شعری، نیاز به مراوده با دیگر شاعران دارد. عالیترین شکل این مراوده نویسش نقد آثار دیگر شاعران گذشته، حال و غربی می باشد. در گذشته من نقدهایی در باره کتب شعر نیما، فروغ، اخوان، شاملو، رابرت فراست، تام مکفی، واقدی،  وحید ضیایی، رضا کردبچه، میثم ریاحی، تیرداد راد، پگاه احمدی، شیدا محمدی، شهلا آقاپور در بلاگها نشر دادم؛ یادداشتهایی هم در باره مانا آقایی، مهرداد فلاح و دیگران دارم . این 3 شاعر و 3 کتاب آنها بمرور در بلاگ بنده معرفی و نقد می شوند.

1- مجموعه شعر سپید: تا عبور از خط آبی و آتش

کتاب مجموعه شعر فارسی 140 صفحه اي، تا عبور از خط آبی و آتش، اثر ایرج عبادی را نشر فرآگاه کرج در 1388 عرضه کرد. روی جلد آن، نقاشی عاطفه برانگیزی با رنگهای قوی استوایی، پرتره سر انسان، از نقاش و شاعر معاصر ناهید سرشگی است. عبادی تجارب چند زبانی و سفر به مناطق دیگر را خلاقانه و پرتوان در ژانرهای ادبی بکار میبرد. برای تهیه این کتاب با اشعار سپید تغزلیش می توان با ایمیلهای زیر تماس گرفت: faragah777@yahoo.com و  irajeb2001@yaoo.com

در پایگاه شعری او http://www.irajebadi.blogfa.com/  آمده: ایرج عبادی در سال ۱۳۳۷ در سنندج متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه ی خود را در سنندج، مشهد، شیراز، تهران به اتمام رسانید. از مدرسه عالی پارس لیسانس زبان انگلیسی گرفت. مدتی در هندوستان برای تحصیل در دوره فوق لیسانس اقامت کرد. مدت ها مدرس زبان انگلیسی در مراکز پیش دانشگاهی، دانشگاه آزاد، سازمان مدیریت صنعتی سنندج بوده است.

عبادی غیر از شعر در زمینه های نقد و برسی اشعار، ترجمه متن های گوناگون از کردی به فارسی، از انگلیسی به کردی و بلعکس فعالیت داشته و دارد. مدت 9 سال مسئول انجمن فرهنگی – هنری و ادبی مولوی کرد سنندج بود. چند سالی مدیر مسئول نشریه ی داخلی تافگه انجمن ادبی مولوی و دو سال مسئولیت سر دبیری هفته نامه ی ئاسو را در سنندج، نيز به مدت دو سال سر دبیری هفته نامه ی کرفتو را در سنندج به عهده داشت .

از ایرج عبادی تا کنون ده ها مقاله، نقد، ترجمه در کنار اشعارش در نشریات محلی و کشوری نشر شده. این نشریات دربرگیرنده سروه، آیینه، سیروان، در آستانه ی فردا، ماهنامه ی مهاباد، تافگه، آسو، کرفتو در ایران؛ ئاسو، کردستان ریپورت، سایر نشریات در کردستان عراق اند. تاکنون 3 مجموعه شعر او به نام خنجری در زخم، تا عبور از خط آبی و آتش به فارسی، زام و کانی به کردی به چاپ رسیده اند. کتاب دیگر او بنام گذری بر انجمن ادبی مولوی کرد سنندج زیر چاپ است.

شعر عبادی شعری فراتر از فرد است در برگیرنده خوبیهای جهان در تاریخ و جغرافیاست. او احترام بزرگان را دارد؛ به محیط دلبند است؛ به انسان مهر میورزد. عبادی نسیم انسانی و عشق است بر کویر لوت امروزین. او صدای عشق از اعصار گذشته است که در زمانهای آینده طنین خواهد داشت. علاقه به موسیقی، سلیقه او در آرایش بلاگش با رنگها و عکسها، دوستی او با انسانهای دیگر، شعر اورا غنی و فضای درونی آنرا اعتماد پذیر و قابل تنفس می کند. او صدایی در فلات است که طنین صدای تاریخی آنست برای عشق به زندگی انسانها. این صدا در جهان بسیار شنیده شده و می شود. او از محو آثار زیبای گذشتگان رنج میبرد؛ می کوشد آنها را در دسترس همگان قرار دهد تا مانایی آنها را برای اخلاف تضمین کند.  این همان رنج سترگ دهخدا، هدایت، صمد بهرنگی بود که فرهنگ را بقا بخشند.  

شعر او از شعر خودشیفتگان تنخواه کاملن متمایز است. توان او در عینیت دادن به استعداد و آرمان انسانیش شگفت آور است. او فردیت و خصایص مجیط خود را پیروزمندانه با تعهد به انسانهای دیگر در آمیخته؛ شعرش ورژن مدرن حافظ و مولوی، 2 انسان جهانی فارسی زبان، می باشد. با شعر اوست که خواننده هوای پاک کوهستانهای باختری فلات را استشمام می کند. با شعر اوست که خواننده در می یابد که گنجشگ کوچک محلی نماد زندگی برای همه می شود.  

با صبحی شبنم زده/ از جاده ی شفاف مهر گذشتیم../ نگاه می کنم!/ پونه مهربانی تنهاست. ص -9 .  شراع کشتی عشق را/ تا جزیره ی دیدار می کشم. ص 16. اوج این احساس پیروزمندانه در شعر حماسی قوی سپید شعرهای من بدام کلام افتاده. ص ۲۵.

شعر عبادی نثری است نزدیک به زبان محاوره. این شعر با تصویرهای بدیع تحت تاثیر زیباییهای طبیعی کوهستانی کردستان بخوبی بدام کلام افتاده؛ بخواننده القاء می شود. صمیمیت او از لابلای جملات چون دست دوستی بسوی خواننده دراز شده- برای فشردن و ترابری حس انسانی. او مرگ یک گنجشگ کوچک و ظریف را همانقدر پاس میدهد که یک شخصیت فرهنگی بزرگان معرفت و ادب را. هارمونی انسان و موجودات دیگر محیط او توازن ایده آل اوست. شاید روزی خواهد رسید که این آرزوی سترگ انسانهای آگاه جهان بواقعیت به پیوندد؛ تا صلح در جهان حاکم شود. بقول برشت در نیم سده پیش: ما که می خواستیم جهانی/ پراز مهربانی بنا نهیم،/ خود نتوانستیم/ مهربان باشیم!  

عبادی نه فقط اثار کلامی خود را اشاعه می هد.  بلکه در www.aweneeme.blogfa.com  آثار فرهنگی، هنری، ادبی دیگران را ترویج می کند. او با این خدمت فرهنگی نشان می دهد که اثر ادبی متعلق به جامعه انسانی است؛ آینه ایست که لحظات چندی از محیط فرد را بازتاب میدهد؛ صداهای دیگر انسان را پزواک می دهد. عبادی از خودشیفتگی من ام های تنانه فردی گریخته تا به ما، جامعه انسانیت جهانی، برسد. در من او انسانی هوشیار و ناشکیبا به ستم ایام قرار دارد. او عامل ذهنی است که در محیط روشنایی بخش می شود؛ مانایی و گسترش می بابد. بقول حافظ ثبت است بر جریده عالم دوام ما. ارتقای فرهنگی نه فقط با آثار یک شاعر بلکه با طیف گسترده آثار دیگران اتفاق می افتد. در این پایگاه آثار ادبی عراق، ترکیه، افغانستان هم میتوانند ترویج شوند. این کمکی به درک سرنوشت مشترک در خاورمیانه میکند.

|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388  |
 تا عبور از خط آبی و آتش

 

تا عبور از خط آبی و آتش

 

صدایی دیگر در  شعر امروز ایران

 

مسعود زندی

 

تا خلوص همه جا آبی

تا عبور ازآتش

وقتی خیس می شویم

در ترنم رود تنها نیستیم

چیزی آنسوی ارتفاع بودن

یعنی فراتر از بوی ماندن

خواستنت را در من تکرار می کند

ایرج عبادی  تا کنون دوکتاب در زمینه ی شعر بچاپ رسانیده که " خنجری در زخم "در 139 صفحه. نشر ژیار سنندج ، اولین مجموعه اشعارش: شامل شعر های سال 51 تا 73 اوست که در سال 73 به چاپ رسیده است.با سیری در اشعار نیمایی و ویژه گیهای شعر نو آن دور ه ی کشورمان. با نگاهی اجتماعی و هنری به درد مندهای مردم روزگار ما.........


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه دهم شهریور 1388  |
 نگاهي به منظومه‌ي گم‌بودگي

 

كرفتو شماره 31 / دوشنبه 26 ارديبهشت 1384

 

آفريدن و هنري بودن شعر يا

سياست و شعار

 

نگاهي به منظومه‌ي گم‌بودگي

مجموعه شعر عبدالرضا رادفر

شاعر كرمانشاهي

 

براي انسان هيچ چيز هراس‌آورتر از نبودن پاسخ نيست!

                                                                                    باختين

  نوشته : ایرج عبادی

 

تولستوي در كتاب (هنر چيست) نوشت : "كه نقد بايد روشنگر ايده‌اي اخلاقي باشد " هر چند اين حرف اكنون به زعم بسياري از دانشمندان و محققين و منتقدين جايي ندارد. اين جواب از زبان مردوفسكي و ولاديمير بريوسوف ، شايد تعبير مطلوب‌تري داشته باشد.  نقد هنري بايد بيش از هر چيز در چارچوب اصول زيبایي‌شناسي انجام گيرد.

ماياكوفسكي تحت اثر فوتوريست‌هاي ايتاليايي در رابطه‌ي آفرينش و خلق فضاهاي تازه و آشنازدايي مي‌گفت:  "بايد مشتي محكم به پوزه‌ي ذوق همگان زد " حتي رساله‌ي شلكوفسكي فرماليست نامي روس، به نام  "رستاخيز واژگان " از ديگرفوتوريست‌ها و فرماليست‌ها آموخت كه .......


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388  |
 هه لمت و گرگ‌هايش

 

كرفتو شماره 33 / سه شنبه 25 خرداد 1384

 

 

    لطیف هه لمت و گرگ‌هايش

                                (1)

 

 نقد و بررسی و ترجمه اشعار بفارسی : ایرج عبادی 

 

ترفند

همه‌ي زبان‌ها را بدانم

رنگ چشم‌هايت را شايد

بتوانم بنويسم!

 

بي‌گمان هه لمت شاعر با احساس و گرانمايه‌ي كردستان عراق را نه به خاطر بيش از بيست اثر شعر و مقاله و نه به خاطر «آن شعر كه سروده مي‌شود و نمي‌شود!» و نه به خاطر چاپ كتاب گرگ‌هايش (1997)، عشق‌هايش، مبارزاتش بلكه به خاطر احساس جوان و تازه و نگاه متفاوتش به شعر، بايد چون شيركو، انور قادر محمد، عبداله په‌شيو، رفيق صابر نشسته در قله‌هاي شعر كردي دانست. هر چند كه به قول سياوش كسرايي شاعر دهه‌ي 40 و 50 ايران، انسان خود گرگي است كه اكنون در مقابل ستم سر خم كرده است «سگ رامي شده‌ايم، گرگ هاري بايد». گرگ‌هاي هلمت خواندني است، مانند بسياري از اشعارش، تعبير او از گرگ، درنده‌خويي و ضدمردمي بودن آن است. حيوان يا نه حيواني انسان‌نما كه سيري‌ناپذير است و گوسفندها را مي‌درد و در لباس ميش دغل و دزد و سرگردنه بگير مي‌شود، نوكر بيگانه است و عليه ملت خويش مي‌ايستد.

شعرهاي مجموعه‌ي ......


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه دهم اسفند 1387  |
 کتێبی تازه

کتێبی تازه

----------------------------

ئاوه ز و ئه وین

 

روانین له سه ر به ر هه می له شیعره کانی 

 

مامۆستا ته و فیق مه حموودی ( ئۆستا )



ئاماده کردنی سابیر مه حموودی

پیت چین : گوران – سنه

ناشر : نووسه ر

هه ژمار : 1000 به رگ

چاپی یه که م : 2703 کوردی

 

نووسه ر ئیره جی عیبادی

 

شه که ت و زامدار سوتاوه ماڵم

کوردی ئاواره ی چۆڵ و مه حاڵم 

روت و پا په تی خوێنم رژواه

به گولله ی دوژمن، کوردم کوژاوه

 

 

کتێبی ( ئۆستا )م که بینی ، ئه م خۆلیا له سه ر ما دای گرتم

و ئه م پرسییاره که بۆ له سه ر ئه م کتێبه به نه رخه باس و

گفتوگو نه کراوه. ئه ر کی سه ر شانی خۆمم زانی که له سه ری بدوم.

تا مافی ئه و ئازیزه م له خزمه ت به فه ر هه نگ و ئه ده بی کوردی

 را گر توو بێ!

 

 ته وفیق ده ستکردی هه ونه ری جێا له شیعریشی هه یه و ئه وه که لک

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387  |
 


بخدا یادم نمیره


 

هژبر میرتیموری

 لاهه


 

 

آفتابایِ گرمِ ظهر و خونه بازی تویِ کوچه

عموزنجیرباف میکردیم وگاه، هم پُر و پوچه

بخدا یادم نمیره

پُفکای مش رجب و مزه یِ آدامسِ مینو

.....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387  |
 دو شعر کوتاه وتازه از کورش همه خانی

دو شعر کوتاه وتازه از کورش همه خانی




 

نقل از کتاب تازه چاپ شده ی مادر –


 انتشارات فراگاه


 

همراه با CD گرینه ی اشعار این شاعر توانمند


با صدای شاعر


 

(1)


 

همه چیز را می بینند

 

به آیینه خیره می شوم

 

تا آنها ندیده اند

 

ببینم :

 

آدم ها این روزها

 

همدیگر را نمی شناسند

 

بیا خیره شویم

 

تا ببیند

 


(2)


 

من و تو

 

شب را اگر روشن نکنیم

 

ستاره ها

آسمان را از اینجا می برند

 

و دست هامان به انار نمی رسد

 

بیا:

 

پیش از عبور آسمان

 

در چَشم هم

 

ستاره بکاریم

 

خواهی دید

 

دانه های انار

 

یک صبح آبی

 

در دست هامان خوشه می بند د.

 

|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387  |
  دو شعر کوتاهی از ناهید سر شگی شاعر و نقاش خوب معاصر

0
می گویند : دهانت را ببند ....


می گویند ؛ نگاهت را ببر ....

می گویند : صدایت را به بر ...
(1)

کتابم را مجوز نمی دهند.


اجازه نمی دهند

 

صدایم با صدای تو ......

 

ممنوعم می کنند

 

آیا سیب ممنوع من بودم ؟


(2)


همیشه حرفی برای گفتن داشت شهرزاد !


شهرزاد ، چقدر پر حرفی؟


آدم برای نمردن زیاد حرف می زند!



 




|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387  |
 گفتاری چند پیرامون زبان شناسی

به بهانه ی  2 اسفند ، 21 فوریه

روز جهانی زبان مادری


گفتاری چند پیرامون زبان شناسی




 

دکتر فواد کمال : پژوهشگر و متفکر کرد *

 

ترجمه از کردی به فارسی : ایرج عباد ی

 

 مانند هر علمی، زبان شناسی یا علم زبان / linquistics /

قوانین خود را دارد که بدون آگاهی و درک آن ها ،

تمامی بررسی هاییکه پیرامون هر زبانی صورت می گیرد،

ازمقوله ی علمی دور می شود و نتیجه ای بدست نخواهد داد.

از ده – پانزده سال گذشته از سوی نویسندگان کرد

چندین گفتار و بررسی در مورد زبان

شناسی و زبان کردی اینجا و آنجا بدست چاپ سپرده شده است

از سویی این حرکتحرکتی امید بخش است

که تعدادی از اندیشمندان کرد به بررسی زبان شناسی

بها می دهند که سال به سال بر تعد اد آنها ...


 
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه شانزدهم فروردین 1387  |
 دو شعر تازه و خواندنی
دو شعر تازه و خواندنی

از شاعر خوب کرمانشاهی مهسا رضایی


1.دل سپرده

وقتی تمام خودم را
در رفتنت
مچاله کردم و
دور انداختم
وحشتناک بود
اما تازه فهمیده بودم
که حتیٰ
لحظه های مرگمـم
نیز
دل سپرده ی گام های تو بودند

×××××××××××××××××××××××××××

2. « دير آشنا »

اشتباه نمي كنم
اشتباه نمي كنم
ولي انگار خودت بودي
تفسير تمام خطوط پاك شده ي
ذهن شعرهايم
يا شايد
آخرين حقيقت جا مانده از
عزيمت واژه هايم

حتي –
اگر باور كني
كمي دير آمده اي.


|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه یازدهم فروردین 1387  |
 نمایشگاه آثار گرافیکی فرزاد ادیبی

نمایشگاه آثار گرافیکی فرزاد ادیبی

 در نگار خانه ی خانه ی کرد سنندج

 

 از تاریخ 11 تا 16 اسفند ماه جاری نمایشگاه آثار فرزاد ادیبی

هنرمند و طراح گرافیک در نگار خانه ی خانه ی کرد بر گزار گردید.

در راستای این نمایشگاه در روز دوشنبه 13 اسفند ماه در سالن

آمفی تاتر دانشگاه آراد اسلامی واحد سنندج با حضور هنرمندان ،

استادان ، دانشجویان و علاقمندان به هنر گرافیک ، فرزاد ادیبی

پیرامون فرمالیسم در گرافیک امروز ایران سخنرانی داشت که روز

بعد در همان دانشگاه نیز کارگاه عملی طراحی با حضور

دانشجویان رشتهی گرافیک دانشگاه آزاد سنندج تشکیل شد.

فرزاد ادیبی فارغ التحصیل دانشگاه هنر های زیبا از

دانشگاه تهران می باشد که تا کنون چندین نمایشگاه بر پا ،

نقد و بررسی هنر گرافیک را در روزنامه های داخلی

به چاپ رسانیده و پند بار داور آثار گرافیکی هنرمندان

آثار گرافیکی بوده است.

|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386  |
 روانکاوی و نگاهی به فیلم سکس و فلسفه

روانکاوی و نگاهی به فیلم سکس و فلسفه

محسن مخملباف



 

 

 


نوشته ی ایرج عبادی

 

 پیشگفتار

 

نظری کوتاه بر فیلم سکس و فلسفه یکی از فیلم های مطرح محسن مخملباف

که در سال 1383 در تاجیکستان تهیه و کارگردانی شده و فیلم نامه ی آن نیز توسط خود او نگاشته شده است. توجه ما را  به نگرش تازه ی این فیلم ساز بنام کشورمان جلب می کند.این فیلم ویژه گی هایی دارد که محتوی آن با فیلم های آیینی ، اجتماعی و دوران جنگ او مانند توبه نصوح- بایکوت . ناصرالدین شاه وگبه و سفر قند هار بسیار متفاوت است و نگاه  دیگر گونی را در کار های مخملباف به جلوه می کشاند.

 

 *******

, .......


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه چهارم اسفند 1386  |
 نمایشگاه نقاشی های زیبای ناهید سرشگی و کار های تازه
|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه سوم اسفند 1386  |
  اولین جلد شاهنامه ی فردوسی به زبان کردی

کتاب های رسیده به دفتر  سر  د بير

 
-------------------------------------------

 

اولین جلد شاهنامه ی فردوسی


 به زبان کردی چاپ شد.

 

 

بررسی  : ایرج عبادی

 

 
له هه ر شو ێنی بزانه زۆر سزایه

 
ئه گه ر وه سفی خر ه د که ی بۆت روایه

رضا همت یار ، کار شناس ادبیات فارسی ، دبیر ادبیات فارسی دبیرستان ها و شاعر سنندجی ، بعد از تلاش و کوشش چند ساله موفق به چاپ جلد اول شاهنامه ی فردوسی به زبان کردی گردید. یکی از ویژه گی های شاهنامه ی کردی تازه گی زبان و نزدیکی مفاهیم آن به شاهنامه ی فارسی ست. و اینکه مترجم کوشیده است با حفظ امانت در وزن و شعر تا حدی هماوردی شاهنامه کردی و فارسی را بنمایاند.

,.....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386  |
 پينج شيعرى كورت


پينج شيعرى كورت

 

 محمد كوردؤ شاعری

توانای کوردستانی عراق

1-نیشتمان

ئێمه‌ دوو مرۆی‌ پڕ سووتانین

خه‌ڵك سه‌رقاڵی‌ كۆكردنه‌وه‌ی‌ ماڵ‌ و

ئێمه‌ هه‌ڵوه‌دای‌ راوكردنی‌

چه‌ن چركه‌ساتێكی‌ جوانین

خه‌ڵك شپرزه‌ی‌ ئیشی‌ به‌یانیان و

ئێمه‌ وێڵی‌

پیاسه‌ی‌

ئێوارانین!

ده‌ڵێن: ماڵ‌ نیشتمانێكی‌ بچكۆلانه‌یه‌

ئێمه‌ ماڵێكمان نییه‌ پێكه‌وه‌ كۆمان بكاته‌وه‌

ئای‌ من ئێستا ئه‌زانم

ئێمه‌ی‌ خه‌ڵكانی‌ رۆژهه‌ڵات

چه‌ن بێ نیشتمانین!!

 

 



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386  |
 کتاب های تازه

کتاب های تازه 

 



کتاب های تازه

 

فرهنگ کنایه ها ،

 

آمیخته به بخشی از ضرب المثل ها

 

 و فولکلور کردی در دسترس ادب دوستان

 

نوشته ی ابراهیم احمدی

 

 

   بررسی ایرج عبادی

 

 ادب کردی همچون سایر زبان های جهان ، جلو ه های متنوع و در خور تعمق فراوان دارد. که می توان از هر زاویه ای ذره بین بررسی و مداقه را برحول محور های شگفت انگیر آن گردانید. و هر دم  انتخابی دلنشین یافت.

فرهنگ کنایه ها یکی از آن جلو های ارزشمند ادب کردی ست .

 ابراهیم احمدی متولد 1332 است . کردی از تبار گردان دلسوز کردستان.که سال هاست دست اندر کار تدریس ادبیات فارسی در دبیرستان های سنندج می باشد. ابراهیم شور و حالی وصف نا پذیر نسبت به ادب و فرهنگ کردی دارد. در این راستا کم نیستند روشنفکران و قلم بدستان  توانای کردستان که در زمینه ی فرهنگ عامه و فولکلور ، متل ها و ضرب المثل ها قلمفرسایی کرده اند و شب نخوابیدن های بی شماری را به بلوغ تجربه کشانیده اند که با تمامی نقاط درخشان یا کمی ها و کاستی هایشان

چه آنها که به دست چاپ سپرده شده اند و چه آنها که منتظر چاپ ماند ه اندهمگیشان در خور تامل و بررسی هستند و بر گنجینه ی کتابخانه ی کردی افزوده اند. اشاره صمیمانه ی ابراهیم احمدی به منابع کار تحقیقاتیش نشانگر این مدعا ست. اشاره احمدی در پیش گفتار کتاب وزینش در مورد

استفاده از کنایه های رایج در میان مردم و تطبیق آنها به منابع موجود کردی و فارسی خود بر تلاش خستگی نا پذیر احمدی می افزاید. در بین این کنایه های زبان کردی بعضی ها در گذشته مکتوب و یا فقط در خاطره ها مانده و جمع شده اند که اکنون در کتابی این چنین مانا شکل گر فته است.

" فه ر هه نگی کینایه " که جملا ت قصار و کنایه های پر از رمز و رازی را به نمایش می گذارد ، در نوع خود خواندنی و ماندنی ست.

پیش گفتار کتاب 280 صحفه ای احمدی اشاره به نحوه پیدایش کنایه ها و تلاش نویسنده در تدوین و تهیه ی آنها در این راستا دارد. و اشارتی به تاویل و معنا و کار بردهای استعاره ، تشبیه و صفت و .... در زبان کردی دارد که به پر بار کردن کتاب افزوده است. این کتاب با مساعدت دانشگاه کردستان با طراحی زیبا چاپ شده است. پاییز 86 کردستان شاهد اولین  چاپ این فرهنگ دست نایافتی بود که به زبان کردی، کردی و کردی و فارسی آدین یافته است. باشد که ابراهیم احمدی با ادامه ی تلاش های فرهنگی خویش جلو ه های دیگری  از فرهنگ و ادب پر بار کردی  را بدست چاپ بسپارد.

 

 



|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386  |
  تاریخچه ای کوچک از سینمای فرانسه
 

               تاریخچه ای کوچک از سینمای فرانسه

                      

                               ( 1 )

 

                              پیمان یاریان

 

 

            جنگ جهانی اول از سوی آلمان و با حمله به لهستان در اول سپتامبر 1939 شروع شد. و فرانسه و انگلیس نسبت به آلمان اعلان جنگ دادند. بیشتر فیلمسازان فرانسوی ، روی به جنگ آوردند و بیست فیلم در حال تولید به تعلیق افتاد. متفقین برای اینکه سقوط نکند ، هیچ کاری نتوانستند انجام دهند. تا 9 آوریل 1940 حالتی به وجود آمد که به آن می گفتند "حالت بدون جنگ". و به همین دلیل از اکتبر 1939 تولید فیلم از سر گرفته شد و تا پایان این حالت ادامه پیدا کرد. آلمان کشورهای اروپایی را یکی پس از دیگری تصرف کرد. در 5 ژوئن آن ها وارد خاک فرانسه شدند. در 14 ژوئن پاریس گرفته شد و دو روز بعد از آن از جانب حکومت دست راستی فرانسه در "ویشی" یکی از شهر تفریحی فرانسه بر پا شد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386  |
 زبان در دهانم سرخ ترین بلبل سال است
 

زبان در دهانم سرخ ترین بلبل سال است

نقد خواندنی شعر

ازکورش همه خانی

www.rawaak.com


دگردیسی در زبان شاعری که زیباست!به ذات زیبایی می رسد تا چشم ما را زیبا کند.زیبا دیدار و زیستن در کلمه

زیبا شدن... زندگی را بکر می کند و عاشقی تجسم واقعی هم آغوشی کلمات است.اگر پیوند بکر دو کلمه از کهربای خانواده ی خوانش نبود جمله خودش را در هم تنیده نمی کرد که فرم زیبایی/ کشش چشم ها را در جادوی شعر به طغیان زندگی بکشد و مرگ همیشه حرف تازه ای داشت.این تحول شادمانه در روح/ عشق را معلول/ به تابعلت عاشقی می برد.شاعر در عصرهوای پریده رنگ نمی خواهد با عصای دیگران پا به پاشود و بر یک مسیر عادت رفت/ موسیقی کلماتش را به مکث یک نواختی بر کشد / او از قناعت صدف به قطره ی یک باران به گوهری می اندیشد که دریایی در خود جمع می کند تا مروارید در آن سبزشود.او اکنون همسفر تنهایی را جایگزین رخدادهای سرد بشریت می داند و تنها در هوای تن پریده در زیبا پیوند کلمات/ نفس تازه می کند و ما را در این تازگی به همراه می کشد/هر کس که می خواهد از این گلستان گلی بچیند باید احتیاط کندتا دستش به خار فرو نرود.کار یک نقاد فقط درونی کردن متن است تابیان زیبایی را در چشم ها بکارد تا نگاه نیرو بگیرد و چشم انداز/برو و ........


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه سی ام دی 1386  |
 سیکل
سیکل



قصه ای تازه از هژبر

نویسنده و مجسمه ساز ی خوب از تبار کردان

          لرستان و بزرگ شده ی کرمانشاه

 

اگرچه پرستوها رفته بودن، اما کوچه هنوز پُر بچه بود و زنایی که دم درا نشسته بودن. ما بچه ها با توپ قلقلی بازی می کردیم. نه، توپ نبود. اما سنگ زیاد بود. با سنگهای قلقلی بازی می کردیم. دوران قبل از تناسب بود و تلویزیونا هنوز سیاه و سفید. نه اصلن تو محله ی ما تلویزیونی نبود. اما مادر بزرگ قصه خوب می گفت. یه روز نیازعلی ندارد دنبالم اومد تا با هم به مدرسه بریم. تو مدرسه بچه ها همه یه اسم داشتن. همه ندارد بودن. کلاسها بوی نون می دادن و معلما بوی درخت. کتابها از بوی خمیرکپک زده بودن و نیمکت ها از سرما می لرزیدن. تو مدرسه گریه کردن واقعی رو یاد گرفتم. یه چیز دیگه هم. بابا نان داد. اگر چه همه ی باباها نون نداشتن، ولی دل مهربونی داشتن. تازه خیلی ها هم بابا نداشتن. و .....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه بیست و نهم دی 1386  |
  ادبیات کودکان منطقه ی غرب ایران

                              ادبیات کودکان منطقه ی غرب ایران

                                             ۴ 

 

                                  نوشته ی پیمان یاریان

همان طور که در بخش دوم این مقال اشاره شد : ادبیات شفاهی ما غنی تر و پربارتر از ادبیات مکتوبی است که در اختیار داریم. این امر نشان دهنده ی آن است که مردم سرزمین ایران ، اکتفای بیشتر شان بر پایه ی شنیداری است تا دیداری. این امری کاملا" روان شناختی – جامعه شناختی است و مربوط به تاریخ پرفراز و فرودی است که پشت سر گذاشته ایم. منتهی با ذکر این مورد که با مطالعه ی دوران گذشته های دور ایران و بالاخص تاریخ یک هزارو چهار صد سال اخیر ، برایمان مشخص می شود که سرگذشت و زندگی مردمان این خطه درنا آگاهی و خرافه بسر برده اند. عدم آگاهی و دامن زدن به خرافه و جهل و نادانی و همچنین برداشت غلط  از ادیان ، به ویزه اسلام ، مردم ما را سینه به سینه به دنیای محض سکون سوق داده است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386  |
 - خُمره های شکسته -
با تشکر از جناب هژبر عزیز

تاریخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۸۶ • چاپ کنید    

«در غربت پنجره‌ای مال من نیست»

هژبر میرتیموری را شاید با داستان‌های کوتاهش بشناسید.

او یک نویسنده، پیکرتراش، گرافیست و کاریکاتوریست ایرانی‌ست

که در هلند زندگی می‌کند.

رمان جدید هژبر میرتیموری «تو راست می‌گفتی، پدر»

و همینطور کتاب «سیکل»

از مجموعه کارهای جدید و معروف او هستند.




هژبر


روتردام - سپتامبر 05

 

hojabr12@wanadoo.nl

 

 

- خُمره های شکسته -

 

تازه قد یه دستم بهار دیده بودم. مادرم گفته بود که:

- اگه یک انگشت دیگه بشمرم، موقه ی مدرسه ام می شه.

 خونه ی قشنگی داشتیم، با یه حياط بزرگ و آجرفرش که یه حوض گردی وسطش بود، برا اینکه حوض تنها نباشه، مادرم چندتا گلدون سُفالی رو پیش اش گذاشته بود. پای دیوارآجریش باغچه ای پُر از گل های مخملی و کنج حیاط چند خُمر فیروزه ای که پُر بودن از خاطره. و ايوان بلندی که با دو بازوی سنگی ش سقف خونه رو تو هوا گرفته بود تا آفتاب تو چشم اتاقها نخوره. وقتی مابچه ها توش می دوويديم، آجراش پاهامونو قلقلک می داد.

 چهاراتاق بزرگ داشتیم که پنجره شون رو به حیاط باز می شد و از تو درهای چوبی اونا رو با هم خودی کرده بود. اتاق سمت راستی که از همه بزرگتر بود، پذیرائی مون بود و فقط وقتی که مهمون می اومد، درشو باز می , .......










ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه بیست و یکم دی 1386  |
  شعری تازه از نسرین جافری شاعر خوب خرم آبادی

شعری تازه از نسرین جافری شاعر خوب خرم آبادی


 


 

برای تو فصلی اورده ام

 از ایه های شفاف

 برای تو دستی اورده ام

 از تبر زین و عشق

 برای تو اسبی اورده ام

 با یا لی از افق های نا شنا خته

 *

 ما دو مطلق بود یم

 دو مذهب

 که در خم کتاب های مقدس گم شدیم

  با عطر گیج خاک های کهنه .

 ما دو کودک بود یم

 دو خسته

 که ریشه های خود را جوید یم

 ما دو مطلق بودیم .

 


|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه نوزدهم دی 1386  |
 آهو واره از شاعر مطرح ترک زیبا کرباسی لندن

آهو واره از شاعر مطرح ترک زیبا کرباسی لندن

///////////////
آهوواره ی یک
شاید جهان همین توپ قرمز است
که از دستان کودک
فرو
می افتد و
گل ها را در باغچه می شکند
////////////////
آهوواره ی دو
و مشتی ابله
بر ساحل نشسته اند
و مشت مشت از آب دریا می دزدند

و آنک دریا که
موج موج
قهقهه می زند...
ها ها هاه

پر از مروارید و مرجانم
پر از ماهی
پر از آبی
////////////////
آهوواره ی 3
خدا پر پر می می نوشد و
منگ می شود

من خالی خالی خدا می نوشم و
مست می شوم !
-------------------------------------


 

|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه هفدهم دی 1386  |
 هه مفری بووگارت

یه كێ له مه زنترین ئه كتره كانی دنیا

 

 هه مفری بووگارت



زینه بی یوسفی

زۆرترله 50 ساڵ له مردنی ئۆستووره ی سینه ما،

،هه مفری بووگارت،،

تێده په ڕێت ، به ڵام ته نانه توسقاڵێكیش

له خۆشه ویستی ئه و به

لای خه ڵكه وه، كه می نه كردوه.

ئه و زۆرترنوێنه ری  نه خشی كه سایه تیه

با هۆش و با ئێراده كان بوو

كه ژیانیان له سه ر بناخه ی تایبه تمه ندیه

ده روونی و شاراوه كانی

خۆیاندا، داڕژاند بوو.

سه ر گوڵی هه تا هه تایی هالیوود

له گه ڵ كۆمه ڵێكی زیندوو له فیلمه

كانی، به رده وام ، له هه موو

هه ڵبژاردنه سینه مائیه كاندا، وه كوو یه

كێ له 3 یاریگه ری مه زه نی دنیای سینما ،

ده ناسێنرێت.

،


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه هفدهم دی 1386  |
 شطرنج


 

  شطرنج




                    



شعر تازه ای از ناهید سرشکی


 
پله
پله باختم
به جای ساختن
خانه های شطرنج را

در انتهای پیجید گی
شاه ساده سخن می گفت
و ملکه بی آن که بداند
وزیر عریانی فصل های تو بود
سرباز ها اجازه می خواستند برای شکفتن در جنگ
اسب ها با بادهای گزنده باز آمدند
برف / قلعه نگاه تو بود
به قلعه نرفتم
مات رویا های خود شدم
کمی از کیش برگرد
می گویند آن جا گرم است
برف نمی آید
جزایر پنهان
چیزی از ایران را با خود به قلب تو می برند
امروز بمب ها
مثل اشک های من
روی تهران می بارند
زمستان از رو نمی رود
دانه ای برای گنجشگ ها بپاش
پشت پنجره
جز حدقه خالی سربازان
آشیانه ای برای آن ها نیست
امسال عام الفیل خواب های تو است
از خانه ی سیاه به سفید بیا
ملکه نردبان را گذاشته همین جا
پشت همین دیوار
و روی شانه هایش
زمان را پایین می آورد
به نظرت کاسپاروف
نظرش در باره این بازی چیست

و

|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه پانزدهم دی 1386  |
  ادبیات کودکان منطقه ی غرب ایران

 

                                  ادبیات کودکان منطقه ی غرب ایران

 

                                                 ( 3 )

 

                                                             

                                                                           پیمان یاریان

 

 سرزمین بزرگ ایران ، دارای فرهنگ و تمدن والا و ارزشمندی است. ایرانیان از زمره مردمانی هستند که با گذشت چند هزار سال زندگانی پر حادثه و با پشت سر نهادن فراز و فرود های بسیار ، توانسته اند فرهنگ بس ژرف بیافرینند و ، حرفی در زمینه ی ادبیات و فلسفه و هنر داشته باشند.

فرهنگ یعنی چه؟

"طبق تعریفی جامع ، فرهنگ پدیده ی کلی  پیچیده ای از آداب و رسوم ، اندیشه ، هنر و شیوه ی زندگی  که در طی تجربه ی تاریخی اقوام شکل می گیرد و قابل انتقال به نسل های بعدی است."

        


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در جمعه چهاردهم دی 1386  |
 شعر ی تازه ازکوروش همه خانی

از شاعر خو ب کوروش همه خا نی

 

 



وقتی از گردنه ها ی ئاریز

سرازیر شدیم

جای هزاران کفش گم شده را دیدیم

کدام فصل

مادران بر جاده های مه آباد

پوکه ها را بو می کشیدند

تا سکوت فرزندانشان راشناسایی کنند

کدام ماه از سال

پدران رد نگاهشان تا ابرها ناپدید می شد

خط صدای شان در قاب آسمان

پرنده ای رهگذر

ادامه ی اشگ ها ی اش را

پشت پنجره ای می ریخت

که تیرهای باران تمام شده بود

مادر

پوکه ای در مشت

پدر

پیراهنی پاره

بر دست

 

از مزار دریا می آمدند

 

 


 



|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه سیزدهم دی 1386  |
 ئه ده بی داستانی سه ر به <شابۆ ی كوێر>
ئه ده بی داستانی سه ر به <شابۆ ی كوێر>



ئاماده كردن:زێنه ب یووسفی.سنه

سه رچاوه كان:1-ته فسیرێك له سه ر ئه ده بیاتی هاوچه رخی ئێران.چیرۆك.دوكتۆر عه لی ته سلیمی.

2-بووف كور.سادێق هێدایه ت.


ته نزی هه دایه ت خاوه نی ناوه ڕۆكێكی كۆمه ڵایه تی ، ده روون

ناسی و فه لسه فیه .ده توانین له كامێرای نیگایێكی نێهلیستی و

ئگزیستانسیالیستی بۆ  مه رگ ، پووچی و ژیانی مرۆڤی ترس لێداوی

ئه مڕۆ دا ، بڕوانین.سه رده مانێك هه بوونی شابۆیێكی كوێر له

داستانه سه ر به ئه ده بی <شابۆی كوێر>دا ،

وا مان پیشان ده دات

كه شت و مه كه كان خاوه نی كاركردێكی دیكه ن .

،:سێبه ر ئا سا و

ڕه ش ،خۆڵه مێشی و سارد،هه پروون ، هه پروون

و لایه لایه له گه ڵ

ڕوانینێكی بێ زه مه ن ، بێ شوێن وله ت و په ت

كراوێكی  ئۆستوره یی.

شابۆ به نیگایێكی جیاوازه وه ، به پێچه وانه ی فێر بوونی

چاوه ساده بینه كانیه وه ،خراپ ، سه یری ژیان و دۆنیای هه ستی ده كات .

قه یرانی ئۆرووپای پاش شه ڕی جیهانی ،

ببوه هۆی گۆڕانكاڕی له جۆری ڕوانی


 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه سوم دی 1386  |
 بررسی به دنبال باران

 

 

 

 نظری کوتاه بر  داستان کوتاه بدنبال باران



نوشته ی: منوچهر کیخسرو پور

 

   پیش گفتار

 

 

ایرج عبادی را بعنوان شاعر می شناسم ، هر چند گاهی ناخنکی هم به ترجمه ، طنز ، مقاله ، نقد ادبی ، اجتماعی و داستان می زند. که گاه در این حوزه ها هم ، می شود توانایی های او را بخوبی دید.
 ******
به دنبال باران ، از همان سطر اول : دیگران بودند . یکی بود ویکی دیگر هم می باید می آمد، دیگران هم بودند ، ( نا آشنایان نا شناس )
دیگران با دیگر بودند ، ( نا آشنایان شناس )
یکی بود و یکی نبود ، هیچکس نیست ( حال ) ، قصه در حال می گذرد.( کسانی هستند . بارا- باران و چون در حال آن شناس نیست . پس باید به خیال رفت و او را از گذشته به دنیای داستانی آورد. در دنیای داستانی که نا آشنایان نا شناس و آن آشنای نا شناس برای خواننده و شنونده قصه ، واقعیت عینی ندارد.ولی در ذهن خودشان را تحسم می بخشند و به آشنای خود نویسنده که ( باران ) باشد و ( باران ) در باران می آید. واین بارانی که در لطافت طبعش شکی نیست ، در گلستان بر گل ببارد و در بیابان بر خس . و این صحنه دنیای واقعی از واقعیت هستی ، ( بودن ، مانند دویدن در میان درختان اقاقیا ) ، که زیبا می نماید. چون نمایش زیبایی در زمان حال می گذرد – توصیف هم بایستی با زمان حال ساده باشد و ( موصوف ها ) را برای گدشته : ( هر کسی به دنبال چیزی می گشت.) امیدی شاید ، این امیدی هم شاید ، به نظر من در اینجا اضافی ست مانند دیگران دیگر و نه دیگران ، هم بودند. دیگران نیستند. " من و او " دنیای واقعی - اینک – ( او و تو ) دنیای واقعی داستان که من و او قصه است. که قصه در خیال سیر می کند و داستات در واقعیت. چرا که دیگر نه از تاک


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386  |
 کوروش همه خا نی شاعری با احساس
سه شعر کوتاه وزیبا از کورش همه خانی

شاعر خوب و با احساس کر مانشاهی

ممنون ار ایشان برای ارسال شعرشان


                                                         1

پیاده بر می گردد

با غروب و

 کیسه ای آرد

 

کنار اصطبل

در حسرت اسب

 

//////////////////////////////////

 

2

اتاقم را تنها می گذارم

با تمام خاطراتش

اما

پنجره ام را با خود می برم

تا آوازها یم را

در کوچه ای تازه بریزم

 

/////////////////////////////////

 

3

 

بر پیراهنت دست می کشم

نبض تو می زند

پس کجایی نمی بینمت !

 

یادم می آ ید

شعر می سرودم

که تو رفتی

و همین بها نه ات بود

 

روزی دوباره

باز خواهی گشت

بی بهانه شعر مرا خواهی خواند

و بر پیراهنم دست خواهی کشید

 

نبض من خواهد زد

اما

مرا نخواهی دید

 

//////////////////////////////////////

 

 

www.sibeabi.8k.c
|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه سیزدهم آذر 1386  |
 کار دوخی ها همان کردها
 

 

كاردوخی ‌ها نام ديگر كردها

 

 

                     

                             

  نوشته ی : فؤاد محمد خورشيد

 

ترجمه :  از زبان كردی منصور رحمانی 

 

 کارشناس ارشد ادبیات فارسی

 

 

پس از شكست امپراطوري مادها، پارس‌هاي هخامنشی بر اين منطقه و هم‌چنين ممالك همسايه حاکم شدند. از اين هنگام به بعد نامی از مادها و گوتی‌ها در تاريخ اين دوران برده نشده است. اين به معنی عدم وجود مادها نيست. مردم ماد در سرزمين‌های‌شان، در كوه‌های سخت كردستان، ماندند. حكومت‌های ديگری كه كردستان را در قلمرو خود ادغام كرده بودند نتوانستند به طور كامل بر اين منطقه چيره شوند؛ زيرا مادها هرگز تسلیم آنان نشدند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه دهم آبان 1386  |
 ادبیات کودک در کردستان

                                 

 

                                  ادبیات کودک در منطقه ی غرب ایران

                                       (۱)

 

 

 

 

                    نوشته ی پیمان یاریان

                                                                    

 

 

 

ایران سرزمینی است که به دلیل وجود اقوام و زبان های گوناگون،ادبیاتی گستر ده، غنی و در پاره ای جهات ناشناخته دارد.در این سرزمین ادبیات مکتوب بسیار کمی از گذشته بر جای مانده است.به همین دلیل مبرهن و مهم است که  ادبیات را  به ادبیات مکتوب و غیرمکتوب بخش کنیم، ادبیات غیرمکتوب و یا به عبارتی ادبیات شفاهی ما از غنای بیشتری برخوردار است.و اگر باز ادبیات شفاهی را دو قسمت در نظر بگیریم،قسمت شایان توجهی از آن به ادبیات شفاهی کودکان اختصاص پیدا خواهد کرد. ذات و کنه ادبیات ما، نشان از وجود بارز تاریخ، تمدن و فرهنگ بس به غایت طولانی این سرزمین دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه هفتم آبان 1386  |
 هنر هفتم در کردستان

هنر هفتم در کردستان

 

 

مرتضی حق بیان منتقد سینما

 

 قسمت اول

 

بحثی من باب هنرهفتم در کردستان پیشنهادی بود از طرف دوست فاضل و ادیبم آقای ایرج عبادی که در نوع خو د پرداختن به  این قبیل مباحث کار بکر و در خور ارزیابی ست واز چند جهت قابل تامل می باشد . اول اینکه این هنر درکردستان کاملا نو پاست و پرداختن به ان هم شاید کمی زود باشد دوم اینکه به دلایلی که گفته خواهد شد بحث آن خیلی گسترده خواهد بود.

بطور منطقی بررسی سینما در کردستان که منظور از آن همین استان کردستان بامرکزیت سنندج است . به صورت حصار کشیده بدون مرتبط با مناطق کردنشین دیگر، ناقص و حتی باید گفت در بسیارجهات غیره ممکن خواهد بود واین هم یعنی بررسی این هنر و صنعت در کشورهایی که کردها در آن سکنی و مرز مشترک دارند. تا اینجا یعنی بررسی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386  |
 ناهید سرشگی با شعر و نقاشی

 

                

هنر مندی با درد مشترک ما

 

ناهید سرشگی را باید

 

     جدی گرفت.

 

آثار  او :

 

 همزاد  شعر -  سال 79

 

جهان دو کلمه  -  سال 81

 

داستان های کوتاه – سال 82

 

از آسمان کم نمی شود  : سال 83

 

کتاب های زیر چاپ:

 

کی با دست های من دستهایش  تکان می خورد  :شعر

 

اسطرلاب : مجموعه ی داستان

 

المثنی : مجموعه ی داستان

 

که دیدمش صمیمی و مهربان نقاشی را در جاذبه ی

 

سور رئال درنگاه شعرش هایش منعکس کرده بود.

 

آنگاه که واقعیت های هستی راباید آگاهانه بنمایی.

 

راهی جز تکیه به هنر نداری تا زیباتر و موثرتر

 

حرفت در دل بنشیند.

 

زنی که  رو راست و آگاه شعر را با احساسی هنرمندانه

 

 رقم می زند و به تصویری شاعرانه دل داده است.

 

آنچه که درد های بی شمار زن امروز کشور ماست ،

 

 در شعر ها و نقاشی هایش منعکس.

 

نقاشی هایی که بومش گونی های مندرس برنج است.

 

ناهید سرشگی ، هنرمندی سترگ و در خور تامل،

 

که ترا تا جذ به های احسا س و  غم بودن ،

 

 اما  چگونه ماندن می برد.

 

می چرخم

 

می .. چر.... خم

 

مثل پر کاهی

 

که چرخ می خورد

 

و چرخ ها می خوردند دنده های شکسته ام

 

میماند

 

رنگی کم رنگ

 

و نشانه ام

 

بر اسفالت

 

.......

 

درودی و دست مریزادی  به ناهید

 

 که هنر را در قصه و شعر و نقاشی

 

هم گون و زیبا آورده است ،

 

تا فریادش در احساسی لطیف

 

 ترا و من را شوکه کند. و .....

 

http://www.nahid503.persianblog.ir/

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه یکم مهر 1386  |
 بررسی کتابی تازه

 

 

بازنشسته ها نگاهی ست متفاوت به دوران بازنشستگی

 

نوشته محمد محمد علی

 

بررسی از ایرج عبادی

 

رنج باز نشسته ها در کشور ما کم نیست. آنان که روزگاری در مسند کار و فعالیت و خدمت به جامعه جوانی و نیروی هستی بخش خود را فدا کرده اند. فکر پیری انسان را منزوی و پیر می کند. روحیه پیری به خود گرفتن در جامعه ما درد ناک است. و کلمه باز نشسته در دیار ما مفهوم خانه نشینی هم نشینی با زن خانه را نیز دارد این هستی سوزان حالا بجای احترام و حرمت از طرف مقامات با بیرحمی مواجه  می شوند. بر خورد نا پسند و ضد انسانی  گارد و نیروی انتظامی با معلمان و بویژه معلمان  باز نشسته در مقابل مجلس دیدگاه کار بدستان این کشور را در برابرقشر زحمت کش معلمان و بویژه کارمندان باز نشسته جدای از شعار های توخالی  بروشنی آشکار نمود. قصه ی محمد محمد علی نویسنده خوب نسل پیش از انقلاب و بعد از انقلاب با


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه دوم خرداد 1386  |
 زینب یوسفی و رومان تازه ی کوتاهش

       

کتاب تازه ی زینب یوسفی نویسنده ی پر کار کرد

 

           " سیًبه ره کانی میرا " در کتابفروشی ها

 

به دنبال چاپ  اولین کتاب قصه ی رینب یوسفی بنام " تامه زرویی لیًلی " که آرزوهای بدست نیامده ی زن کرد  را به نمایش می گذارد و بعد از آن مجموعه داستان " شه ده ی سه ر گردان " که برشی از وقایع و جنایت های جنوساید وکرد کشی را در واقعه ی انفال ترسیم. می کند. کتاب  سنایوری کردی خود را بنام " چرای  ترافیًک " به دست چاپ سپارد در این کتاب کم حجم اما خواندنی یوسفی نگاهی طنزگونه دارد به وقایع شهر و مشکلات اجتماعی تازه و گیر و گرفت های  مدرت زندگی امروز مردم ما . نگاهی به ( شب- بیرون از خانه – کنار خیابان- و سر چهار راه ) با بررسی وقایع و اتفاقات غیر قابل انتظار  و گاه روتینی خسته کننده در پیرامون خودمان.

آخرین کتاب یوسفی " سیًبه ره کانی میرا " با نثری سلیس کردی و نگاهی هوشیارانه به معضلات اجتماعی ایران به ویژه کردستان دارد.

یوسفی به عنوان نویسنده  ی زن کرد در کردستان ایران کم و بیش در نزد اهل قلم شناخته   شده است. او کار خود را از انجمن ادبی ، هنری و فرهنگی مولوی کرد سنندج آغاز کرد و با داستان های کوتاه فارسی به جرگه ی نویسندگان پیوست. بعدها با توجه به ضرورت اجتماعی و نیاز به گسترش زبان مادری به سوی داستانویسی کردی روی آورد. فشار احتماعی بر طبقات محروم وستم کشیده ی جامعه ما -  تضاد فرهنگی نسل گذسته و حال– درد مندی های انسان در گیر با اشکال گوناگونی از  بی عدالتی های جامعه ی امروز ایران – بویژه کردستان از ویژه گیهای خوب قصه ها  و رومان کوتاه تازه ی اوست.یوسفی تا قبل از انحلال انجمن ادبی مولوی کرد سنندج عضو شورای نویسندگان آن انجمن بود.و فعالیت چشم گیری  در بررسی ادبیات داستانی داشت.

اگر از خوانندگان خوبم کسی در مورد داستانهای او نقد و بررسی مورد توجه ای  را نگاشته  است، برایم ارسال نماید چاپ خواهم کرد. بررسی آثار او را برای شناخت هر بیشتر آثارش به بعد موکول خواهم نمود.

 

بخشی کوتاه از کتاب تازه ی رینب یوسفی البته با فونت کامپیوتر "

 

هه ندیً که س ده یانگوت ده مانچه ی که مه ریه ......هه ندی ً دهاین گوت دوًعایه ، بوً پاراستنی خوً ی له شالًه که ی دای ده نی ً و هه ندیًکیش ده یان گوت گه و هه ریًکی پر بایخه و بابه گه وره هیچ کاتی له خوًی دووری نا خاته وه....." 

 چشم انتظار کارهای تازه ی ذینب یوسفی هستیم.

|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه یکم اردیبهشت 1386  |
 موسیقی کردی

 

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

 موسیقی کردی به موسیقی و ترانه‌های مردم کرد  زبان گفته‌ می‌شود.

یک پژوهشگر موسیقی کردی براین باور است که انگیزش پیدایش موسیقی کردی در راستای حفظ

 زبان ادبیات، فرهنگ، سرگذشتها و در مجموع تمدن و پیشنیه کردها بوده است. موسیقی هاموید

(فولکلور) کردی از سه بخش افسانه‌ها، حکایتها و داستان‌ها تشکیل شده است.

پیشینه و گونه‌ها

 

افسانه ها

پیدایش موسیقی کردی مثل اکثر قومها و ملت‌های دیگر از افسانه‌های کردی شروع شد که در این قسمت، افسانه‌ها در قالب ترانه‌های کردی گفته می‌شوند و این ترانه‌ها در فرهنگ کردی به ترانه‌های دیوانی تقسیم می‌شوند و بیشتر محتوای آنها همان افسانه‌های کردی است، که شکل حماسی دارند.اولین طلیعه‌های هنر کردی از بار ادبی و هنر موسیقی حماسه‌های کردی بودند که مشهورترین کسی که به این نوع موسیقی پرداخته «کاویس آغا» بود که ترانه‌های وی همان حماسه‌هایی هستند که از گذشتگان بر جای مانده است.

حکایت‌ها و


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در شنبه پنجم اسفند 1385  |
 آغار - انجام

 

آغاز - انجام

 

فیلم نامه ای کوتاه و خواندنی

 

از نویسنده ی خوب و توانا : منوچهر کیخسرپور

 

 

آغاز : رودخانه شاخه ی جوانی را با خود می آورد

 

1-      قایق روی موج ها بالا و پایین می رود . گر ما پرده ی هوا را موج می اندازد

نگاه مرد بر تور خالی می افتد. در نگاهش یاس تلخی ست . نا گهان صدای عجیبی به گوش می رسد. در امتداد رودخانه نقطه ی سیاهی نمایان می شود. یک هواپیما ست از نوع هواپیماهای قدیمی ، از فراز رودخانه می گذرد ، بمبی در آب می اندازد و دور می شود. صدایی بر می خیزد. قطرات آب به اطراف پخش می شود . مردمات و مبهوت می ایستد.

مدت زمانی می گذرد . رودخانه آرام است. مرد ، یک لحظه به خود می آید و در برابر چشمان نا باور خود هزاران ماهی ریز و درشت را می بیند که بر سطح رودخانه ظاهر شده اند. مرد ، خوشحال، و.........


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه سوم اسفند 1385  |
  سه طرح از یک هنرمند کرد
آرینا محمودی با آینده ای روشن

                                                      

 

 

|+| نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه هفتم آذر 1385  |
 
 
بالا
<