
دل نوشته های تنهایی
( 8)
باز خوانی یادها
ایرج عبادی
یک باره تنها گشتن در پسکوچه های احساس عبور بال پرنده ای ، یا نفس نسیمی و ناگهان وزش یادی که پیوند جاودانگی مهر را با مهر قرین می سازد. و دریاچه پیغامی ست به حرمت آب و پاکی آیینه که یادگار دیدار های همواره است.
به کجا می رویم ؟ آنگاه که بودن همسفر لحظه های تلخ هستی ماست. اردک ها ، در جزیزه ی دیدار نرد عشق می بازند. نرد آفتاب مهر بانی را بی توجه به عبور رهروان! ضربان قلبشان در پی نام های آشنایی ست ، تا آشنایی را تکرار کنند. کسیکه از پشت درختهای اقاقیا گذشت و بسوی دست های من آمد ؛ سایه ی سر گردان آرزویی بود که سالهاست با من همسفر دقیقه های بی باز گشت است.
ترکیدن بغض عشق و آمدن آواز ، صدای دوستی را تکرار می کند. چه نیکو ست با غروری سرشار از مهر به آستانه ی صبح رسیدن و دست خورشید را بوسیدن یعنی نمی شود الفت را انکار نمود.
نمی توانی در کوچه ها ی صاعقه بدنبال زلال آِّبی آّب و آسمان نگردی.نمی توانی غروب را صدا نزنی که صدا نزنی ، صدایت زیباترین نوازش موج نیست.بگاهی که یاد یار تکرار می شود.هر صبحدم قرار سپیده و شقایق گرامی باد آنگاه که قایقی در دریاچه انتظار نگران موج هاست.
دو کبوتر در فاصله ای بدرازی دو شهر و دیداری در تقاطع آبی امید چشم بانتظاز پروازند. کسیکه پنجره ها را می گشاید، پیام آور روشنائیست. کسیکه از امواج گذشت رویینه تن عشق است.ابراهیم نیستم و سیاوش هم نه که اسطوره ای تازه را بنگارم . من خود آتشم که از شفشان مهرتاآتشفشان مهرتان عبور کرده ام. گرمای واژه های آتشین مرا دریاب. پیچیدن صدا های مبهم در هوایتان ، هوای دلم را معطر کرده است.دیدن جرقه ای بر کاغذ سپید روز که مهربانی را دیگر گونه تکرار می کند. کتاب " هزار و یک شب " را که مرور می کنم . هزار فریاد و غم ملتم در دلم تکرار می شود.
گلی که به قول نیما بجان کشته ام ، در جاده های خالی نبودن ، پشت ابر های نا پیدایی آرمیده است. می نویسم یاد داشتی که غمنامه ی هستی را به بهاری سبز بدل نماید. باد قاصد بسراغم می آِید.وقتی کتابی ورق می خورد انتظار دیدن مناظر و حرف های تازه ای را داری. وای به آن روز که بخواهی کتاب بی نظیری را ببندی وپیوند خود را با اندیشه و دانایی قطع کنی.
با خود تکرار می کنم:
نبودی زلف غم را شانه کردم
قرارم سوخت شب را خانه کردم
هزار و یک شبم بی تو سر آمد
نهال اشک را گلخانه کردم.
|
+| نوشته شده توسط
سردبیر در یکشنبه یکم شهریور 1388
|