
دوستان و خوانندگان خوبم!
اگر مجال دیدار نیست ، اما دلم با شماست
پیشاپیش :
هر روزتان عید
هر عیدتان نوروز
و همواره لحظه هایتان پیروز و بهاران خجسته باد!
آتش سرکش فصلی نو با بانوی سبز پوش بهار
که کلاه رنگارنگی از امید در سر دارد ،
از کوهساران بلند عشق
بسوی دریچه ی گشوده ی قلب های ما می آید.
تا درخت گشن ارغوان
همیشه سرخ دوستی را در باغچه ی
نگاههای بی طاقتمان بکارد.
آنگاه که آتش را به یاری پاکی می طلبیم .
قلبها بدی را لعنت می کنند.
حالیا در نا ها و پرستو ها پرواز کنان باز آمده اند
و در این نمایش بی نظیر
سیره های خوش الحان دل صدایمان می زنند.
نگاه کنید. باز بهار آمده است.
راستی خانه تکانی باورهای کهنه را بسوی ایمان
به تحولی تازه دراحساس و اندیشه و فردای
زاد گاه های خود داشته ایم.؟
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست !!


ماهی های احساس
صدای نقاره های دوست می آید
که می رسد
این سوار سرخ آجین
هر چهار شنبه یک بار
با تبرک جامی نو
رها در شولای فصل ها
می برد از آتش ،
باور های
کهنه ی زردی را
و می کارد در غربت کوچه های
تنهایی
ازدحام اشتیاق گلها را
تا
هفت شین جا مانده را
به هیات هفت سینی دگر بگرداند
و می شود کور آنکه
ماهی و آیینه و چراغ را دور بیاندازد
صدای طبل های آمدن میترا
آن نورانی گر م می آید
تا تمامی سبزه های شعر را
در باور مهربان سپیده
و
پرواز بالا بلند عشق جای دهد
که شنل رنگین آفتاب
در انتظار میهمانی ماهی های احساس من و تو !
سنندج
|
+| نوشته شده توسط
سردبیر در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387
|